unmagnetized

[ایالات متحده]/ʌnˈmæɡnɪtaɪzd/
[بریتانیا]/ʌnˈmæɡnəˌtaɪzd/

ترجمه

adj. غیرمغناطیسی

عبارات و ترکیب‌ها

unmagnetized material

مواد بدون مغناطیس

unmagnetized state

حالت بدون مغناطیس

unmagnetized object

شیء بدون مغناطیس

unmagnetized region

منطقه بدون مغناطیس

unmagnetized sample

نمونه بدون مغناطیس

unmagnetized iron

آهن بدون مغناطیس

unmagnetized surface

سطح بدون مغناطیس

unmagnetized core

هسته بدون مغناطیس

unmagnetized wire

سیم بدون مغناطیس

unmagnetized disk

دیسک بدون مغناطیس

جملات نمونه

the unmagnetized metal did not attract the magnets.

فلز غیر مغناطیسی آهنرباها را جذب نکرد.

scientists studied the properties of unmagnetized materials.

دانشمندان خواص مواد غیر مغناطیسی را مطالعه کردند.

unmagnetized objects can be easily influenced by magnetic fields.

اشیای غیر مغناطیسی به راحتی تحت تأثیر میدان های مغناطیسی قرار می گیرند.

the compass works best with magnetized metal, not unmagnetized.

قطب نما با فلز مغناطیسی بهتر کار می کند، نه با فلز غیر مغناطیسی.

he was surprised to find the unmagnetized bar of iron.

او از یافتن میله آهنی غیر مغناطیسی تعجب کرد.

unmagnetized steel can be used for certain applications.

فولاد غیر مغناطیسی را می توان برای کاربردهای خاص استفاده کرد.

they tested the unmagnetized sample in the laboratory.

آنها نمونه غیر مغناطیسی را در آزمایشگاه آزمایش کردند.

the unmagnetized state of the material was essential for the experiment.

حالت غیر مغناطیسی ماده برای آزمایش ضروری بود.

unmagnetized wires are often used in electronics.

سیم های غیر مغناطیسی اغلب در الکترونیک استفاده می شوند.

understanding unmagnetized substances is crucial for physicists.

درک مواد غیر مغناطیسی برای فیزیکدانان بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید