unmanaged risk
ریسک غیرمدیریتشده
unmanaged assets
داده غیرمدیریتشده
unmanaged debt
جنگل غیرمدیریتشده
unmanaged growth
زمین غیرمدیریتشده
unmanaged projects
غیرمدیریتشده بودن
unmanaged users
حساب غیرمدیریتشده
unmanaged systems
منابع غیرمدیریتشده
unmanaged data
رشد غیرمدیریتشده
unmanaged teams
سیستم غیرمدیریتشده
unmanaged changes
پروژه غیرمدیریتشده
the unmanaged forest is home to diverse wildlife species.
جنگل بدون مدیریت پوشیده از علفهای هرز و گونههای مهاجم بود.
unmanaged code can lead to security vulnerabilities.
یک پروژه بدون مدیریت میتواند به سرعت از برنامه زمانی و بودجه عقب بماند.
the company struggled with unmanaged debt for years.
ما باید سیستمی را برای جلوگیری از دسترسی غیرمدیریت شده به دادههای حساس اجرا کنیم.
unmanaged growth in urban areas creates infrastructure challenges.
سرور بدون مدیریت در برابر حملات سایبری آسیبپذیر بود.
unmanaged forests are more susceptible to wildfires.
اجتناب از رشد غیرمدیریت شده در مراحل اولیه یک استارتآپ بسیار مهم است.
the system suffered from unmanaged resource consumption.
دادههای بدون مدیریت منجر به گزارشدهی نادرست و تصمیمگیری ضعیف شد.
unmanaged projects often exceed their budgets.
ما چندین حساب کاربری غیرمدیریت شده با امتیازات بالا کشف کردیم.
unmanaged waste has polluted the local river.
موجودی بدون مدیریت منجر به کمبود موجودی و از دست دادن فرصتهای فروش شد.
unmanaged inflammation can cause serious health issues.
آموزش مناسب برای جلوگیری از استفاده غیرمدیریت شده از تجهیزات شرکت ضروری است.
the unmanaged database required immediate maintenance.
حضور غیرمدیریت شده در رسانههای اجتماعی به شهرت شرکت آسیب رساند.
unmanaged dependencies in software development slow down progress.
یک شبکه بدون مدیریت خطرات امنیتی قابل توجهی ایجاد میکند.
unmanaged wildlife populations can disrupt local ecosystems.
the unmanaged server experienced frequent crashes.
unmanaged pain can significantly reduce quality of life.
unmanaged vegetation blocked the drainage system.
unmanaged risk
ریسک غیرمدیریتشده
unmanaged assets
داده غیرمدیریتشده
unmanaged debt
جنگل غیرمدیریتشده
unmanaged growth
زمین غیرمدیریتشده
unmanaged projects
غیرمدیریتشده بودن
unmanaged users
حساب غیرمدیریتشده
unmanaged systems
منابع غیرمدیریتشده
unmanaged data
رشد غیرمدیریتشده
unmanaged teams
سیستم غیرمدیریتشده
unmanaged changes
پروژه غیرمدیریتشده
the unmanaged forest is home to diverse wildlife species.
جنگل بدون مدیریت پوشیده از علفهای هرز و گونههای مهاجم بود.
unmanaged code can lead to security vulnerabilities.
یک پروژه بدون مدیریت میتواند به سرعت از برنامه زمانی و بودجه عقب بماند.
the company struggled with unmanaged debt for years.
ما باید سیستمی را برای جلوگیری از دسترسی غیرمدیریت شده به دادههای حساس اجرا کنیم.
unmanaged growth in urban areas creates infrastructure challenges.
سرور بدون مدیریت در برابر حملات سایبری آسیبپذیر بود.
unmanaged forests are more susceptible to wildfires.
اجتناب از رشد غیرمدیریت شده در مراحل اولیه یک استارتآپ بسیار مهم است.
the system suffered from unmanaged resource consumption.
دادههای بدون مدیریت منجر به گزارشدهی نادرست و تصمیمگیری ضعیف شد.
unmanaged projects often exceed their budgets.
ما چندین حساب کاربری غیرمدیریت شده با امتیازات بالا کشف کردیم.
unmanaged waste has polluted the local river.
موجودی بدون مدیریت منجر به کمبود موجودی و از دست دادن فرصتهای فروش شد.
unmanaged inflammation can cause serious health issues.
آموزش مناسب برای جلوگیری از استفاده غیرمدیریت شده از تجهیزات شرکت ضروری است.
the unmanaged database required immediate maintenance.
حضور غیرمدیریت شده در رسانههای اجتماعی به شهرت شرکت آسیب رساند.
unmanaged dependencies in software development slow down progress.
یک شبکه بدون مدیریت خطرات امنیتی قابل توجهی ایجاد میکند.
unmanaged wildlife populations can disrupt local ecosystems.
the unmanaged server experienced frequent crashes.
unmanaged pain can significantly reduce quality of life.
unmanaged vegetation blocked the drainage system.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید