unmandatory

[ایالات متحده]//ˌʌnˈmændətəri//
[بریتانیا]//ˌʌnˈmændətɔːri//

ترجمه

adj. لازم نبودن بر اساس قانون، مقررات یا نظم؛ اختیاری؛ اجباری نبودن؛ به عنوان وظیفه‌ای اجباری در یک زمینه خاص لازم نبودن؛ انجام شدن به انتخاب و نه ضرورت

عبارات و ترکیب‌ها

unmandatory rule

قره‌ای اجباری نیست

unmandatory meeting

جلسه‌ای اجباری نیست

unmandatory training

آموزشی اجباری نیست

unmandatory course

درسی اجباری نیست

unmandatory item

آیتمی اجباری نیست

unmandatory form

فرمی اجباری نیست

unmandatory task

وظیفه‌ای اجباری نیست

unmandatory policy

سیاستی اجباری نیست

unmandatory events

رویدادهای اجباری نیستند

unmandatory steps

مراحلی اجباری نیستند

جملات نمونه

submitting a cover letter is unmandatory for this role, but it can help your application stand out.

ارسال یک نامه مقدمه‌ای برای این نقش الزامی نیست، اما می‌تواند به درخواست شما کمک کند تا متمایز شود.

attendance at the welcome session is unmandatory, yet it is recommended for new team members.

حضور در جلسه خوش‌آمد‌گویی الزامی نیست، اما برای اعضای جدید تیم توصیه می‌شود.

wearing a tie is unmandatory at the office, so dress in whatever feels professional.

پوشیدن کمربند در دفتر الزامی نیست، بنابراین لباس بپوشید که حس حرفه‌ای بدهد.

providing a phone number is unmandatory on the form; an email address is enough.

ارسال شماره تلفن در فرم الزامی نیست؛ یک آدرس ایمیل کافی است.

overtime is unmandatory this week, and managers cannot pressure anyone to stay late.

کار اضافه این هفته الزامی نیست و مدیران نمی‌توانند هر کس را به ماندگی وادارند.

a printed ticket is unmandatory because the staff can scan the qr code on your screen.

چاپ بلیط الزامی نیست زیرا کارکنان می‌توانند کد QR روی صفحه نمایش شما را اسکن کنند.

joining the group chat is unmandatory, but it is the fastest way to receive updates.

عضو شدن در چت گروهی الزامی نیست، اما سریع‌ترین راه برای دریافت به‌روزرسانی‌ها است.

vaccination is unmandatory for entry, although we strongly encourage it for safety.

تزریق واکسن برای ورود الزامی نیست، با این حال ما به‌طور قوی آن را برای ایمنی تشویق می‌کنیم.

tip sharing is unmandatory here; each server may keep their own tips.

اشتراک دادن نقد نهاده‌ها در اینجا الزامی نیست؛ هر پذیرای می‌تواند نقد نهاده‌های خود را نگه دارد.

extra readings are unmandatory, but completing them will make the seminar easier to follow.

خواندن مطالب اضافی الزامی نیست، اما کامل کردن آن‌ها باعث می‌شود که سمینار راحت‌تر دنبال شود.

a reservation is unmandatory on weekdays, since we usually have plenty of tables.

رزرو کردن در روزهای کاری الزامی نیست، زیرا ما معمولاً فراوانی میز داریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید