unmatchable

[ایالات متحده]/ʌnˈmætʃəbl/
[بریتانیا]/ʌnˈmætʃəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل مقایسه یا برابر نیست

عبارات و ترکیب‌ها

unmatchable quality

کیفیت بی‌نظیر

unmatchable talent

استعداد بی‌نظیر

unmatchable experience

تجربه بی‌نظیر

unmatchable value

ارزش بی‌نظیر

unmatchable service

خدمات بی‌نظیر

unmatchable performance

عملکرد بی‌نظیر

unmatchable skills

مهارت‌های بی‌نظیر

unmatchable beauty

زیبایی بی‌نظیر

unmatchable strength

قدرت بی‌نظیر

unmatchable charm

جاذبه بی‌نظیر

جملات نمونه

her talent for singing is truly unmatchable.

استعداد او در آواز واقعاً بی‌نظیر است.

the view from the mountain top is unmatchable.

منظره از بالای کوه بی‌نظیر است.

his dedication to his work is unmatchable.

تعهد او به کارش بی‌نظیر است.

the quality of this product is unmatchable.

کیفیت این محصول بی‌نظیر است.

she has an unmatchable ability to solve problems.

او توانایی بی‌نظیری در حل مشکلات دارد.

the service at this restaurant is unmatchable.

خدمات در این رستوران بی‌نظیر است.

his knowledge of the subject is unmatchable.

دانش او در این موضوع بی‌نظیر است.

the athlete's performance was unmatchable this season.

عملکرد ورزشکار در این فصل بی‌نظیر بود.

they have an unmatchable reputation in the industry.

آنها شهرت بی‌نظیری در این صنعت دارند.

the beauty of the sunset was unmatchable.

زیبایی غروب خورشید بی‌نظیر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید