unmatriculated

[ایالات متحده]//ˌʌnməˈtrɪkjʊleɪtɪd//
[بریتانیا]//ˌʌnməˈtrɪkjəleɪtɪd//

ترجمه

adj. unattended; without supervision
adj. بدون مراقبت؛ بدون نظارت

عبارات و ترکیب‌ها

unmatriculated student

دانشجوی غیر ثبت نامی

unmatriculated users

کاربران غیر ثبت نامی

unmatriculated member

عضو غیر ثبت نامی

unmatriculated status

وضعیت غیر ثبت نامی

unmatriculated participant

شرکت کننده غیر ثبت نامی

remains unmatriculated

هنوز ثبت نام نکرده باقی مانده است

unmatriculated individuals

افراد غیر ثبت نامی

unmatriculated learners

یادگیرندگان غیر ثبت نامی

unmatriculated attendees

شرکت کنندگان غیر ثبت نامی

was unmatriculated

غیر ثبت نامی بوده است

جملات نمونه

the unmatriculated student attended several lectures but never registered for credit.

دانشجوی غیررسمی در چندین سخنرانی شرکت کرد اما هرگز برای کسب اعتبار ثبت نام نکرد.

many unmatriculated learners audit courses at prestigious universities without formal enrollment.

بسیاری از فراگیران غیررسمی در دانشگاه‌های معتبر دروسی را بدون ثبت نام رسمی گوش می‌دهند.

unmatriculated status prevents students from accessing certain campus facilities and resources.

وضعیت غیررسمی مانع از دسترسی دانشجویان به برخی از امکانات و منابع دانشگاهی می‌شود.

some applicants remain unmatriculated due to incomplete documentation or missing requirements.

برخی از متقاضیان به دلیل نقص اسناد یا عدم وجود الزامات، غیررسمی باقی می‌مانند.

the university offers programs specifically designed for unmatriculated individuals seeking knowledge.

دانشگاه برنامه‌هایی را به طور خاص برای افراد غیررسمی که به دنبال دانش هستند، ارائه می‌دهد.

unmatriculated participants often find it challenging to access library materials and databases.

شرکت‌کنندگان غیررسمی اغلب دسترسی به مواد و پایگاه‌های داده کتابخانه را چالش‌برانگیز می‌یابند.

being unmatriculated means attending classes without official university recognition or transcript credits.

غیررسمی بودن به معنای شرکت در کلاس‌ها بدون شناخت رسمی دانشگاه یا اعتبارات تحصیلی است.

the unmatriculated population at this institution includes visiting scholars and auditors.

جمعیت غیررسمی در این موسسه شامل محققان بازدیدکننده و شنوندگان است.

unmatriculated applicants must complete a different application process than degree-seeking students.

متقاضیان غیررسمی باید یک فرآیند درخواست متفاوت نسبت به دانشجویان متقاضی مدرک انجام دهند.

some professors allow unmatriculated students to join their courses with instructor permission.

برخی از اساتید اجازه می‌دهند دانشجویان غیررسمی با اجازه استاد به کلاس‌های خود بپیوندند.

the college maintains separate records for matriculated and unmatriculated individuals.

دانشگاه سوابق جداگانه‌ای برای افراد رسمی و غیررسمی نگهداری می‌کند.

unmatriculated learners frequently struggle to integrate into the campus community.

فراگیران غیررسمی اغلب در ادغام با جامعه دانشگاهی مشکل دارند.

despite being unmatriculated, she demonstrated exceptional understanding of the subject matter.

با وجود غیررسمی بودن، او درک فوق العاده‌ای از موضوع نشان داد.

the policy change affected hundreds of previously unmatriculated applicants seeking enrollment.

تغییر سیاست بر صدها متقاضی غیررسمی که قبلاً به دنبال ثبت نام بودند تأثیر گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید