unmatted fur
پشم نامتلاش شده
getting unmatted
در حال نامتلاش شدن
unmatted hair
موی نامتلاش شده
unmatted coat
پوست نامتلاش شده
unmatted wool
کشی نامتلاش شده
unmatted state
وضعیت نامتلاش
unmatted surface
سطح نامتلاش
unmatted strands
نخهای نامتلاش
unmatted pile
پشمه نامتلاش
unmatted mess
همبستگی نامتلاش
the dog's fur was long and unmatted, giving him a shaggy appearance.
پشم گربه طولانی و بدون گودال بود، ظاهری پر و پوسته داد.
she preferred unmatted wool for her knitting projects, finding it easier to work with.
او برای پروژههای دوخت خود پشم بدون گودال را ترجیح میداد چون با آن کار کردن آسانتر بود.
the unmatted fibers created a rustic, natural look for the rug.
فیبرهای بدون گودال ظاهری ساده و طبیعی برای چادر ایجاد کرد.
he used a special comb to remove the unmatted clumps from the sheep's fleece.
او از یک ماهیچه ویژه برای جدا کردن کلوچههای بدون گودال از پشم گوسفند استفاده کرد.
the unmatted cotton felt soft and fluffy to the touch.
الیاف پنبهای بدون گودال به لمس نرم و پر حس میشد.
we sourced unmatted alpaca wool for a unique, textured yarn.
ما پشم آلپاکا بدون گودال را برای یک نخ منحصر به فرد با بافت خاص جمعآوری کردیم.
the unmatted flax provided a natural, slightly rough texture.
ریشک بدون گودال یک بافت طبیعی و کمی خشن فراهم کرد.
she liked the look of unmatted yarn for a more organic feel.
او به نظر ظاهری نخ بدون گودال برای حسی بیشتر طبیعی علاقه مند بود.
the unmatted hemp fibers were used in the durable fabric.
فیبرهای چایا بدون گودال در بافت پایدار استفاده شدند.
the unmatted cashmere felt luxurious and slightly wild.
کشمش بدون گودال به لمس لوکس و کمی آزاد حس میشد.
he collected unmatted plant fibers for his natural art project.
او فیبرهای گیاهی بدون گودال را برای پروژه هنری طبیعی خود جمعآوری کرد.
unmatted fur
پشم نامتلاش شده
getting unmatted
در حال نامتلاش شدن
unmatted hair
موی نامتلاش شده
unmatted coat
پوست نامتلاش شده
unmatted wool
کشی نامتلاش شده
unmatted state
وضعیت نامتلاش
unmatted surface
سطح نامتلاش
unmatted strands
نخهای نامتلاش
unmatted pile
پشمه نامتلاش
unmatted mess
همبستگی نامتلاش
the dog's fur was long and unmatted, giving him a shaggy appearance.
پشم گربه طولانی و بدون گودال بود، ظاهری پر و پوسته داد.
she preferred unmatted wool for her knitting projects, finding it easier to work with.
او برای پروژههای دوخت خود پشم بدون گودال را ترجیح میداد چون با آن کار کردن آسانتر بود.
the unmatted fibers created a rustic, natural look for the rug.
فیبرهای بدون گودال ظاهری ساده و طبیعی برای چادر ایجاد کرد.
he used a special comb to remove the unmatted clumps from the sheep's fleece.
او از یک ماهیچه ویژه برای جدا کردن کلوچههای بدون گودال از پشم گوسفند استفاده کرد.
the unmatted cotton felt soft and fluffy to the touch.
الیاف پنبهای بدون گودال به لمس نرم و پر حس میشد.
we sourced unmatted alpaca wool for a unique, textured yarn.
ما پشم آلپاکا بدون گودال را برای یک نخ منحصر به فرد با بافت خاص جمعآوری کردیم.
the unmatted flax provided a natural, slightly rough texture.
ریشک بدون گودال یک بافت طبیعی و کمی خشن فراهم کرد.
she liked the look of unmatted yarn for a more organic feel.
او به نظر ظاهری نخ بدون گودال برای حسی بیشتر طبیعی علاقه مند بود.
the unmatted hemp fibers were used in the durable fabric.
فیبرهای چایا بدون گودال در بافت پایدار استفاده شدند.
the unmatted cashmere felt luxurious and slightly wild.
کشمش بدون گودال به لمس لوکس و کمی آزاد حس میشد.
he collected unmatted plant fibers for his natural art project.
او فیبرهای گیاهی بدون گودال را برای پروژه هنری طبیعی خود جمعآوری کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید