unmemorable

[ایالات متحده]/ʌn'memərəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به یاد نیاوردنی، به راحتی به یاد نیاوردنی.

جملات نمونه

Flat, unmemorable, and with awkwardly written English lyrics performed uncharismatically by Chinatsu Kasai, these tracks are probably the weakest of the vocal tracks in the Chronicles albums.

بی‌رمق، به‌یادمان‌نیفتنی و با متن ترانه‌های انگلیسی به طرز دست و پا چلفتی نوشته شده که به طرز غیر جذاب توسط چینا تسو کا سای اجرا شده است، این آهنگ‌ها احتمالاً ضعیف‌ترین آهنگ‌های وکال در آلبوم‌های Chronicles هستند.

نمونه‌های واقعی

He was on the small side and had the sort of face that was almost entirely unmemorable.

او از نظر جثه کوچک بود و چهره ای داشت که تقریباً کاملاً به یاد ماندنی نبود.

منبع: How to Train Your Dragon

Like most political keynotes, Mr Castro's was an utterly unmemorable torrent of boilerplate (he took brave stands in favour of education, family, America and hard work).

مانند اکثر سخنرانی های کلیدی سیاسی، سخنرانی آقای کاسترو سیلابی کاملاً غیربه یاد ماندنی از عبارات تکراری بود (او مواضع شجاعانه ای در حمایت از آموزش، خانواده، آمریکا و کار سخت اتخاذ کرد).

منبع: The Economist - Comprehensive

The Gilded Age presidents are often  said to be remarkably unmemorable, as they – by and large – took a  hands-off approach to governance.

اغلب گفته می شود که روسای جمهور دوران طلایی به طرز قابل توجهی غیربه یاد ماندنی هستند، زیرا آنها - به طور کلی - رویکردی غیرفعال به حکومت داشتند.

منبع: Charming history

Yes, it's still in Canada, and yes, Melissa and I have been there before, but it is so unmemorable that it isn't the problem.

بله، هنوز در کانادا است و بله، من و ملissa قبلاً آنجا بوده ایم، اما آنقدر غیربه یاد ماندنی است که مشکل نیست.

منبع: Q&A in progress.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید