unmoor

[ایالات متحده]/ʌnˈmʊə/
[بریتانیا]/ʌnˈmʊr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. برای آزاد کردن یک قایق از لنگرگاهش؛ برای آزاد کردن یک کشتی یا تغییر جای لنگرش
vi. برای آزاد شدن از لنگر

عبارات و ترکیب‌ها

unmoor the boat

باز کردن لنگر کشتی

unmoor from reality

رها شدن از واقعیت

unmoor your thoughts

آزادی بخشیدن به افکار خود

unmoor the ship

باز کردن لنگر کشتی

unmoor the mind

آزادی بخشیدن به ذهن

unmoor the anchor

باز کردن لنگر

unmoor your emotions

آزادی بخشیدن به احساسات خود

unmoor from tradition

رها شدن از سنت

unmoor the vessel

باز کردن لنگر کشتی

unmoor the connection

قطع ارتباط

جملات نمونه

the captain decided to unmoor the ship at dawn.

کاپیتان تصمیم گرفت کشتی را در سپیده‌دم رها کند.

we need to unmoor the yacht before the storm hits.

ما باید قایق تفریحی را قبل از رسیدن طوفان رها کنیم.

they will unmoor the boat from the dock for a day trip.

آنها قصد دارند قایق را برای یک سفر یک روزه از اسکله رها کنند.

after the repairs, it's time to unmoor and set sail.

پس از تعمیرات، وقت آن است که رها کنیم و بادبان کنیم.

as the sun rose, they prepared to unmoor the fishing vessel.

همانطور که خورشید طلوع کرد، آنها برای رها کردن کشتی صیادی آماده شدند.

he was eager to unmoor the boat and explore the island.

او مشتاق بود قایق را رها کند و جزیره را کاوش کند.

it's essential to unmoor safely to avoid accidents.

رها کردن با خیال راحت برای جلوگیری از حوادث ضروری است.

they plan to unmoor at high tide for easier navigation.

آنها قصد دارند در زمان جزر و مد بالا برای سهولت در ناوبری رها کنند.

before we can leave, we must unmoor the sailboat.

قبل از اینکه بتوانیم حرکت کنیم، باید قایق بادبانی را رها کنیم.

once the crew is ready, they will unmoor and head out to sea.

وقتی خدمه آماده شد، آنها رها خواهند کرد و به سمت دریا حرکت خواهند کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید