unmoor the boat
باز کردن لنگر کشتی
unmoor from reality
رها شدن از واقعیت
unmoor your thoughts
آزادی بخشیدن به افکار خود
unmoor the ship
باز کردن لنگر کشتی
unmoor the mind
آزادی بخشیدن به ذهن
unmoor the anchor
باز کردن لنگر
unmoor your emotions
آزادی بخشیدن به احساسات خود
unmoor from tradition
رها شدن از سنت
unmoor the vessel
باز کردن لنگر کشتی
unmoor the connection
قطع ارتباط
the captain decided to unmoor the ship at dawn.
کاپیتان تصمیم گرفت کشتی را در سپیدهدم رها کند.
we need to unmoor the yacht before the storm hits.
ما باید قایق تفریحی را قبل از رسیدن طوفان رها کنیم.
they will unmoor the boat from the dock for a day trip.
آنها قصد دارند قایق را برای یک سفر یک روزه از اسکله رها کنند.
after the repairs, it's time to unmoor and set sail.
پس از تعمیرات، وقت آن است که رها کنیم و بادبان کنیم.
as the sun rose, they prepared to unmoor the fishing vessel.
همانطور که خورشید طلوع کرد، آنها برای رها کردن کشتی صیادی آماده شدند.
he was eager to unmoor the boat and explore the island.
او مشتاق بود قایق را رها کند و جزیره را کاوش کند.
it's essential to unmoor safely to avoid accidents.
رها کردن با خیال راحت برای جلوگیری از حوادث ضروری است.
they plan to unmoor at high tide for easier navigation.
آنها قصد دارند در زمان جزر و مد بالا برای سهولت در ناوبری رها کنند.
before we can leave, we must unmoor the sailboat.
قبل از اینکه بتوانیم حرکت کنیم، باید قایق بادبانی را رها کنیم.
once the crew is ready, they will unmoor and head out to sea.
وقتی خدمه آماده شد، آنها رها خواهند کرد و به سمت دریا حرکت خواهند کرد.
unmoor the boat
باز کردن لنگر کشتی
unmoor from reality
رها شدن از واقعیت
unmoor your thoughts
آزادی بخشیدن به افکار خود
unmoor the ship
باز کردن لنگر کشتی
unmoor the mind
آزادی بخشیدن به ذهن
unmoor the anchor
باز کردن لنگر
unmoor your emotions
آزادی بخشیدن به احساسات خود
unmoor from tradition
رها شدن از سنت
unmoor the vessel
باز کردن لنگر کشتی
unmoor the connection
قطع ارتباط
the captain decided to unmoor the ship at dawn.
کاپیتان تصمیم گرفت کشتی را در سپیدهدم رها کند.
we need to unmoor the yacht before the storm hits.
ما باید قایق تفریحی را قبل از رسیدن طوفان رها کنیم.
they will unmoor the boat from the dock for a day trip.
آنها قصد دارند قایق را برای یک سفر یک روزه از اسکله رها کنند.
after the repairs, it's time to unmoor and set sail.
پس از تعمیرات، وقت آن است که رها کنیم و بادبان کنیم.
as the sun rose, they prepared to unmoor the fishing vessel.
همانطور که خورشید طلوع کرد، آنها برای رها کردن کشتی صیادی آماده شدند.
he was eager to unmoor the boat and explore the island.
او مشتاق بود قایق را رها کند و جزیره را کاوش کند.
it's essential to unmoor safely to avoid accidents.
رها کردن با خیال راحت برای جلوگیری از حوادث ضروری است.
they plan to unmoor at high tide for easier navigation.
آنها قصد دارند در زمان جزر و مد بالا برای سهولت در ناوبری رها کنند.
before we can leave, we must unmoor the sailboat.
قبل از اینکه بتوانیم حرکت کنیم، باید قایق بادبانی را رها کنیم.
once the crew is ready, they will unmoor and head out to sea.
وقتی خدمه آماده شد، آنها رها خواهند کرد و به سمت دریا حرکت خواهند کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید