undock now
اکنون از دکل جدا شوید
undock safely
به طور ایمن از دکل جدا شوید
undock procedure
روش جداسازی از دکل
undock process
فرآیند جداسازی از دکل
undock command
دستور جداسازی از دکل
undock vessel
جداسازی کشتی از دکل
undock module
جداسازی ماژول از دکل
undock system
جداسازی سیستم از دکل
undock time
زمان جداسازی از دکل
undock interface
رابط جداسازی از دکل
the ship is ready to undock from the port.
کشتی آماده است تا از بندر جدا شود.
we will undock the spacecraft for the mission.
ما فضاپیما را برای انجام مأموریت جدا خواهیم کرد.
make sure to undock the device safely.
مطمئن شوید دستگاه را به طور ایمن جدا کنید.
the captain announced it was time to undock.
کاپیتان اعلام کرد که زمان جدا شدن فرا رسیده است.
after the repairs, we can undock the vessel.
پس از تعمیرات، می توانیم کشتی را جدا کنیم.
they plan to undock the satellite tonight.
آنها قصد دارند امشب ماهواره را جدا کنند.
it’s crucial to undock at the right moment.
جدا شدن در زمان مناسب بسیار مهم است.
the team is preparing to undock the research submersible.
تیم در حال آماده سازی برای جدا کردن زیر دریایی تحقیقاتی است.
before we undock, check all systems.
قبل از جدا شدن، تمام سیستم ها را بررسی کنید.
they successfully undocked the cargo ship.
آنها با موفقیت کشتی باری را جدا کردند.
undock now
اکنون از دکل جدا شوید
undock safely
به طور ایمن از دکل جدا شوید
undock procedure
روش جداسازی از دکل
undock process
فرآیند جداسازی از دکل
undock command
دستور جداسازی از دکل
undock vessel
جداسازی کشتی از دکل
undock module
جداسازی ماژول از دکل
undock system
جداسازی سیستم از دکل
undock time
زمان جداسازی از دکل
undock interface
رابط جداسازی از دکل
the ship is ready to undock from the port.
کشتی آماده است تا از بندر جدا شود.
we will undock the spacecraft for the mission.
ما فضاپیما را برای انجام مأموریت جدا خواهیم کرد.
make sure to undock the device safely.
مطمئن شوید دستگاه را به طور ایمن جدا کنید.
the captain announced it was time to undock.
کاپیتان اعلام کرد که زمان جدا شدن فرا رسیده است.
after the repairs, we can undock the vessel.
پس از تعمیرات، می توانیم کشتی را جدا کنیم.
they plan to undock the satellite tonight.
آنها قصد دارند امشب ماهواره را جدا کنند.
it’s crucial to undock at the right moment.
جدا شدن در زمان مناسب بسیار مهم است.
the team is preparing to undock the research submersible.
تیم در حال آماده سازی برای جدا کردن زیر دریایی تحقیقاتی است.
before we undock, check all systems.
قبل از جدا شدن، تمام سیستم ها را بررسی کنید.
they successfully undocked the cargo ship.
آنها با موفقیت کشتی باری را جدا کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید