unmuzzling

[ایالات متحده]/[ʌnˈmʌzəlɪŋ]/
[بریتانیا]/[ʌnˈmʌzəlɪŋ]/

ترجمه

v. برداشتن گردنگیر از (یک حیوان)؛ آزاد کردن از محدودیت یا سرکوب؛ برداشتن گردنگیر از (یک حیوان)؛ آزاد کردن از محدودیت یا سرکوب؛ برداشتن گردنگیر از (یک حیوان)؛ آزاد کردن از محدودیت یا سرکوب؛ برداشتن گردنگیر از (یک حیوان)؛ آزاد کردن از محدودیت یا سرکوب.

عبارات و ترکیب‌ها

unmuzzling the dog

آزاد کردن سگ

unmuzzled expression

عبارتی بدون مuzzling

starting unmuzzling

شروع به آزاد کردن

unmuzzling process

فرآیند آزاد کردن

unmuzzling slowly

آزاد کردن به آرامی

unmuzzled snout

بینی بدون مuzzling

unmuzzling efforts

تلاش‌های آزاد کردن

unmuzzling campaign

حمله آزاد کردن

unmuzzling now

آزاد کردن اکنون

unmuzzled voice

صوت بدون مuzzling

جملات نمونه

the company is unmuzzling its marketing team to be more creative.

شرکت به گروه بازاریابی خود آزادی می‌دهد تا خلاقانه‌تر باشند.

unmuzzling the press allowed for more transparent reporting.

آزاد کردن رسانه‌ها به گزارش‌دهی شفاف‌تر امکان پذیر شد.

after years of restrictions, the artist felt unmuzzled and began painting freely.

پس از سال‌ها محدودیت، هنرمند احساس آزادی کرد و شروع به نقاشی آزاد کرد.

the new policy aims to unmuzzle employees and encourage open communication.

سیاست جدید به منظور آزاد کردن کارکنان و تشویق به ارتباط باز است.

unmuzzling the debate is crucial for finding effective solutions.

آزاد کردن بحث برای یافتن راه‌حل‌های مؤثر ضروری است.

the government's decision to unmuzzle the investigation surprised many.

تصمیم دولت برای آزاد کردن تحقیق بسیاری را عاجز کرد.

unmuzzling the whistleblower revealed widespread corruption within the organization.

آزاد کردن گزارش دهنده فساد، فساد گسترده‌ای در سازمان را آشکار کرد.

the author felt unmuzzled after leaving the publishing house.

نویسنده پس از ترک خانه چاپ احساس آزادی کرد.

unmuzzling the scientists allowed them to publish their controversial findings.

آزاد کردن دانشمندان به آن‌ها اجازه داد تا یافته‌های متناقض خود را منتشر کنند.

the new manager is unmuzzling the team and empowering them to take initiative.

مدیر جدید گروه را آزاد می‌کند و آن‌ها را برای اتخاذ اقدامات تشویق می‌کند.

unmuzzling the discussion about climate change is vital for progress.

آزاد کردن بحث درباره تغییرات اقلیمی برای پیشرفت ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید