unnormally high
بالای نرمال
unnormally low
پایینتر از نرمال
unnormally quiet
خیلی آرام
unnormally warm
گرمتر از نرمال
unnormally cold
سردتر از نرمال
unnormally fast
خیلی سریع
unnormally slow
خیلی کند
unnormally bright
خیلی روشن
unnormally dark
خیلی تاریک
unnormally active
خیلی فعال
the plant grew unnormally tall this year due to the excessive rainfall.
این گیاه این سال به طور غیرعادی بالا رشد کرد که به دلیل بارش بسیار زیاد بود.
his behavior has been unnormally quiet lately; i'm worried about him.
رفتار او اخیراً به طور غیرعادی آرام بوده است؛ من نگران او هستم.
the stock market reacted unnormally to the news, plummeting immediately.
بازار سهام به خبر به طور غیرعادی واکنش نشان داد و فوراً کاهش چشمگیری داشت.
the child slept unnormally soundly throughout the afternoon.
کودک به طور غیرعادی به خوبی در طول بعدازظهر خوابید.
the engine was running unnormally hot, indicating a potential problem.
موتور به طور غیرعادی گرم بود که نشان دهنده یک مشکل احتمالی بود.
the data showed an unnormally high number of users accessing the site.
داده ها نشان داد که تعداد غیرعادی بالایی از کاربران به سایت دسترسی داشتند.
the team performed unnormally well in the final game, securing the victory.
تیم در بازی نهایی به طور غیرعادی خوب عمل کرد و پیروزی را تضمین کرد.
the patient's heart rate was unnormally slow, requiring immediate attention.
معدل ضربان قلب بیمار به طور غیرعادی کند بود که نیاز به توجه فوری داشت.
the company's profits increased unnormally quickly, raising some concerns.
سود شرکت به طور غیرعادی به سرعت افزایش یافت و نگرانی هایی ایجاد کرد.
the dog acted unnormally friendly towards the stranger, wagging its tail.
سگ به طور غیرعادی به طریق دوستانه نسبت به مسافر رفتار کرد و دم خود را میکشید.
the temperature dropped unnormally quickly as the storm approached.
هنگامی که طوفان به سمت ما حرکت کرد، دمای هوا به طور غیرعادی به سرعت کاهش یافت.
unnormally high
بالای نرمال
unnormally low
پایینتر از نرمال
unnormally quiet
خیلی آرام
unnormally warm
گرمتر از نرمال
unnormally cold
سردتر از نرمال
unnormally fast
خیلی سریع
unnormally slow
خیلی کند
unnormally bright
خیلی روشن
unnormally dark
خیلی تاریک
unnormally active
خیلی فعال
the plant grew unnormally tall this year due to the excessive rainfall.
این گیاه این سال به طور غیرعادی بالا رشد کرد که به دلیل بارش بسیار زیاد بود.
his behavior has been unnormally quiet lately; i'm worried about him.
رفتار او اخیراً به طور غیرعادی آرام بوده است؛ من نگران او هستم.
the stock market reacted unnormally to the news, plummeting immediately.
بازار سهام به خبر به طور غیرعادی واکنش نشان داد و فوراً کاهش چشمگیری داشت.
the child slept unnormally soundly throughout the afternoon.
کودک به طور غیرعادی به خوبی در طول بعدازظهر خوابید.
the engine was running unnormally hot, indicating a potential problem.
موتور به طور غیرعادی گرم بود که نشان دهنده یک مشکل احتمالی بود.
the data showed an unnormally high number of users accessing the site.
داده ها نشان داد که تعداد غیرعادی بالایی از کاربران به سایت دسترسی داشتند.
the team performed unnormally well in the final game, securing the victory.
تیم در بازی نهایی به طور غیرعادی خوب عمل کرد و پیروزی را تضمین کرد.
the patient's heart rate was unnormally slow, requiring immediate attention.
معدل ضربان قلب بیمار به طور غیرعادی کند بود که نیاز به توجه فوری داشت.
the company's profits increased unnormally quickly, raising some concerns.
سود شرکت به طور غیرعادی به سرعت افزایش یافت و نگرانی هایی ایجاد کرد.
the dog acted unnormally friendly towards the stranger, wagging its tail.
سگ به طور غیرعادی به طریق دوستانه نسبت به مسافر رفتار کرد و دم خود را میکشید.
the temperature dropped unnormally quickly as the storm approached.
هنگامی که طوفان به سمت ما حرکت کرد، دمای هوا به طور غیرعادی به سرعت کاهش یافت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید