normally open
باز Normally
normally closed
به طور معمول بسته
summit meetings are normally biennial.
گردهماییهای قله معمولاً دوسالانه هستند.
they normally fell back on one of three arguments.
آنها معمولاً به یکی از سه استدلال متوسل میشدند.
I normally do all my shopping on Saturdays.
من معمولاً تمام خریدهایم را آخر هفتهها انجام میدهم.
a place that Robyn normally avoided like the plague .
جایی که روبین معمولاً از آن مانند طاعون اجتناب میکرد.
bias the valve so that the anode current is normally zero or small.
تنظیم شیر به گونه ای که جریان آندی معمولاً صفر یا کم باشد.
missing putts that he would normally hole blindfold.
پوتهای گمشدهای که معمولاً آنها را با چشمان بسته درون میکرد.
English normally expresses case by the use of prepositions.
انگلیسی معمولاً با استفاده از حروف اضافه، حالت را بیان میکند.
she did not normally move in such exalted circles.
او معمولاً در چنین دایرههای بلندمرتبه ای تردد نمی کرد.
normally the boat is crewed by 5 people.
معمولاً قایق را 5 نفر هدایت میکنند.
employees are normally entitled to redundancy pay.
معمولاً کارمندان به پرداخت حقوق جدایی استحقاق دارند.
flaps are normally moved by the hydraulics.
flaps معمولاً توسط هیدرولیک حرکت می کنند.
the population of aphids is normally kept down by other animals.
جمعیت آفت ها معمولاً توسط حیوانات دیگر کنترل می شود.
eliminating the mystique normally associated with computers.
حذف رمز و راز معمولاً مرتبط با کامپیوتر.
exceptional service over and above what normally might be expected.
خدمات استثنایی فراتر از آنچه معمولاً انتظار میرود.
children who run away from home normally go to London.
کودکانی که از خانه فرار میکنند معمولاً به لندن میروند.
normally, the stress falls on the first syllable.
معمولاً، تأکید بر هجای اول است.
the tip was at least treble what she would normally have given.
بخششی که داده بود حداقل سه برابر بیشتر از آنچه معمولاً میداد بود.
normally you can withdraw up to £50 in cash.
معمولاً میتوانید تا 50 پوند به صورت نقدی برداشت کنید.
hermatypic Normally refers to reef-building corals.
هماتیک معمولاً به مرجانهای سازنده صخره اشاره دارد.
normally gosu recommend the best top 5 heros.
معمولاً گوسو بهترین 5 قهرمان را توصیه میکند.
normally open
باز Normally
normally closed
به طور معمول بسته
summit meetings are normally biennial.
گردهماییهای قله معمولاً دوسالانه هستند.
they normally fell back on one of three arguments.
آنها معمولاً به یکی از سه استدلال متوسل میشدند.
I normally do all my shopping on Saturdays.
من معمولاً تمام خریدهایم را آخر هفتهها انجام میدهم.
a place that Robyn normally avoided like the plague .
جایی که روبین معمولاً از آن مانند طاعون اجتناب میکرد.
bias the valve so that the anode current is normally zero or small.
تنظیم شیر به گونه ای که جریان آندی معمولاً صفر یا کم باشد.
missing putts that he would normally hole blindfold.
پوتهای گمشدهای که معمولاً آنها را با چشمان بسته درون میکرد.
English normally expresses case by the use of prepositions.
انگلیسی معمولاً با استفاده از حروف اضافه، حالت را بیان میکند.
she did not normally move in such exalted circles.
او معمولاً در چنین دایرههای بلندمرتبه ای تردد نمی کرد.
normally the boat is crewed by 5 people.
معمولاً قایق را 5 نفر هدایت میکنند.
employees are normally entitled to redundancy pay.
معمولاً کارمندان به پرداخت حقوق جدایی استحقاق دارند.
flaps are normally moved by the hydraulics.
flaps معمولاً توسط هیدرولیک حرکت می کنند.
the population of aphids is normally kept down by other animals.
جمعیت آفت ها معمولاً توسط حیوانات دیگر کنترل می شود.
eliminating the mystique normally associated with computers.
حذف رمز و راز معمولاً مرتبط با کامپیوتر.
exceptional service over and above what normally might be expected.
خدمات استثنایی فراتر از آنچه معمولاً انتظار میرود.
children who run away from home normally go to London.
کودکانی که از خانه فرار میکنند معمولاً به لندن میروند.
normally, the stress falls on the first syllable.
معمولاً، تأکید بر هجای اول است.
the tip was at least treble what she would normally have given.
بخششی که داده بود حداقل سه برابر بیشتر از آنچه معمولاً میداد بود.
normally you can withdraw up to £50 in cash.
معمولاً میتوانید تا 50 پوند به صورت نقدی برداشت کنید.
hermatypic Normally refers to reef-building corals.
هماتیک معمولاً به مرجانهای سازنده صخره اشاره دارد.
normally gosu recommend the best top 5 heros.
معمولاً گوسو بهترین 5 قهرمان را توصیه میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید