unnoticedness

[ایالات متحده]//ʌnˈnəʊtɪstnəs//
[بریتانیا]//ʌnˈnoʊtɪstnəs//

ترجمه

n. وضعیت یا کیفیت بودن نادیده گرفته شده؛ عدم مشاهده، تشخیص یا توجه به آن؛ غیبت توجه؛ حالت عدم برجستگی یا جلب توجه؛ واقعیت باقی ماندن نادیده یا ناشناخته، به ویژه به طور قصده.

عبارات و ترکیب‌ها

unnoticedness of it

نادیده گرفتن آن

due to unnoticedness

به دلیل نادیده گرفتن

the unnoticedness

نادیده گرفتن

unnoticedness caused

نادیده گرفتن باعث شد

unnoticedness was

نادیده گرفتن بود

unnoticedness leads

نادیده گرفتن منجر می‌شود

unnoticedness exists

نادیده گرفتن وجود دارد

unnoticedness remains

نادیده گرفتن باقی می‌ماند

unnoticedness might

نادیده گرفتن ممکن است

unnoticedness affects

نادیده گرفتن تأثیر می‌گذارد

جملات نمونه

her unnoticedness at the meeting was deliberate, allowing others to take the spotlight.

نادیده گرفتن او در جلسه قصدی بود که دیگران را به میانه رفتن اجازه می‌داد.

his unnoticedness in the crowded station helped him move quickly and safely.

نادیده گرفتن او در ایستگاه پرجمعیت به او کمک کرد تا سریع و ایمن حرکت کند.

the unnoticedness of the small error caused months of confusion in the records.

نادیده گرفتن خطا کوچک ماه‌ها از سردرگمی در دفاتر را در پی گذاشت.

she valued the unnoticedness of her routine, because it gave her peace.

او ارزش نادیده گرفتن روال خود را داشت زیرا آن به او آرامش می‌داد.

the unnoticedness of the new policy changes shocked employees when rules were enforced.

نادیده گرفتن تغییرات سیاست جدید وقتی که قوانین اجرا شدند کارمندان را شوکه کرد.

with practiced unnoticedness, the photographer blended into the background.

با نادیده گرفتن تمرین‌شده، عکاس به پس‌زمینه ادغام شد.

the unnoticedness of his kindness made it feel even more genuine.

نادیده گرفتن لطف او آن را به‌طور چشمگیرتری واقعی می‌کرد.

they relied on the unnoticedness of the side entrance to avoid the crowd.

آن‌ها از نادیده گرفتن ورودی جانبی برای اجتناب از جمع‌جور استفاده کردند.

the unnoticedness of the warning signs turned the trail into a risky hike.

نادیده گرفتن علامت‌های هشدار دادن راه را به یک پیاده‌روی خطرناک تبدیل کرد.

he maintained unnoticedness online by keeping his profile private and simple.

او نادیده گرفتن آنلاین را با حفظ پروفایل خصوصی و ساده حفظ کرد.

the unnoticedness of the stolen data was the most alarming part of the breach.

نادیده گرفتن داده‌های سرقت‌شده بیشترین نگرانی در این نقض امنیت بود.

in that neighborhood, unnoticedness was a survival skill for anyone in trouble.

در آن محل، نادیده گرفتن یک مهارت بقا برای هر کسی که در دشواری بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید