unobscured

[ایالات متحده]/ʌnəb'skjʊəd/
[بریتانیا]/ʌnəb'skjʊrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیرمبهم; واضح

عبارات و ترکیب‌ها

unobscured view

دید غیرمسدود

unobscured light

نور غیرمسدود

unobscured path

مسیر غیرمسدود

unobscured access

دسترسی غیرمسدود

unobscured image

تصویر غیرمسدود

unobscured information

اطلاعات غیرمسدود

unobscured perspective

دیدگاه غیرمسدود

unobscured truth

حقیقت غیرمسدود

unobscured sound

صدا غیرمسدود

unobscured space

فضای غیرمسدود

جملات نمونه

the unobscured view of the mountains took my breath away.

منظره‌ی بدون پوشش از کوه‌ها، نفسم را گرفت.

she preferred the unobscured sunlight in the morning.

او نور خورشید بدون پوشش را در صبح ترجیح می‌داد.

with unobscured access, we can complete the project faster.

با دسترسی بدون پوشش، می‌توانیم پروژه را سریع‌تر تکمیل کنیم.

the artist aimed for an unobscured expression of her feelings.

هنرمند به دنبال بیان احساسات خود بدون پوشش بود.

we enjoyed an unobscured view of the stars last night.

شب گذشته از تماشای بدون پوشش ستاره‌ها لذت بردیم.

his thoughts were unobscured by doubt.

افکار او بدون پوشش توسط تردید نبود.

they provided unobscured evidence to support their claim.

آنها مدرک بدون پوشش برای حمایت از ادعای خود ارائه کردند.

the unobscured path led us straight to the destination.

مسیر بدون پوشش ما را مستقیماً به مقصد رساند.

her smile was unobscured by any worries.

لبخند او بدون پوشش توسط هیچ نگرانی نبود.

we need an unobscured perspective to solve this issue.

ما به یک دیدگاه بدون پوشش برای حل این مشکل نیاز داریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید