obtainably

[ایالات متحده]/əbˈteɪnəbli/
[بریتانیا]/əbˈteɪnəbli/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که قابل دستیابی است؛ به طوری که قابل دستیابی باشد

جملات نمونه

new smartphones are obtainably priced for budget-conscious consumers.

گوشی‌های هوشمند جدید با قیمتی قابل دستیابی برای مصرف‌کنندگانی که به دنبال صرفه‌جویی در بودجه هستند.

fresh organic produce is now obtainably available at local farmers' markets.

محصولات سبزیجاتی تازه و ارگانیک اکنون در بازارهای کشاورزان محلی به صورت قابل دستیابی در دسترس هستند.

quality educational resources should be obtainably accessible to all students.

منابع آموزشی با کیفیت باید برای تمام دانش‌آموزان به صورت قابل دستیابی در دسترس باشند.

the company offers obtainably priced subscription plans for small businesses.

این شرکت برنامه‌های اشتراکی با قیمتی قابل دستیابی را برای کسب‌وکارهای کوچک ارائه می‌دهد.

sustainable energy solutions are becoming obtainably priced for residential use.

راه‌حل‌های انرژی پایدار به تدریج برای استفاده‌های خانگی با قیمتی قابل دستیابی در دسترس خواهند بود.

essential medications must remain obtainably available even in rural areas.

داروهای ضروری باید در مناطق روستایی نیز به صورت قابل دستیابی در دسترس باقی بمانند.

luxury items are surprisingly obtainably priced during seasonal sales.

محصولات لوکس در فروش‌های فصلی با قیمتی قابل دستیابی و شگفت‌آور قرار می‌گیرند.

cloud computing services are now obtainably offered to startups with limited budgets.

خدمات محاسبات ابری اکنون به شرکت‌های نوپا با بودجه محدود به صورت قابل دستیابی ارائه می‌شود.

locally sourced ingredients are obtainably available through community-supported agriculture.

مواد خام محلی از طریق کشاورزی حمایت‌شده توسط جامعه به صورت قابل دستیابی در دسترس هستند.

the software platform is obtainably distributed via authorized reseller networks.

این پلتفرم نرم‌افزاری از طریق شبکه‌های فروشندگان مجاز به صورت قابل دستیابی توزیع می‌شود.

renewable energy equipment is obtainably produced by several domestic manufacturers.

تجهیزات انرژی تجدیدپذیر توسط چندین تولیدکننده داخلی به صورت قابل دستیابی تولید می‌شود.

healthcare services should be obtainably accessible regardless of geographic location.

خدمات بهداشتی باید در هر موقعیت جغرافیایی به صورت قابل دستیابی در دسترس باشند.

the bookstore stocks obtainably priced classics alongside new releases.

کتابفروشی کلاسیک‌هایی را که با قیمتی قابل دستیابی قیمت‌گذاری شده‌اند، در کنار نشریات جدید نگهداری می‌کند.

electric vehicles are becoming obtainably priced as battery technology advances.

خودروهای برقی با پیشرفت فناوری باتری به تدریج با قیمتی قابل دستیابی در دسترس خواهند بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید