unobtained goods
کالایی که به دست نیامده
unobtained prize
جایزهای که به دست نیامده
unobtained item
آیتمی که به دست نیامده
unobtained reward
پاداشی که به دست نیامده
remains unobtained
به دست نیامده میماند
unobtained information
اطلاعاتی که به دست نیامده
unobtained benefits
مزايايي که به دست نیامده
unobtained results
نتایجی که به دست نیامده
unobtained data
دادههایی که به دست نیامده
unobtained achievement
ارزشآفرینی که به دست نیامده
the treasure remained unobtained despite years of searching.
گنج ناموفق مانده بود با وجود سالها جستجو.
his ultimate goal is currently unobtained.
هدف نهایی او در حال حاضر ناموفق مانده است.
the data was unobtained due to a system error.
دادهها به دلیل خطا در سیستم ناموفق ماندند.
many secrets of the universe remain unobtained by scientists.
بسیاری از رازهای جهان توسط دانشمندان هنوز ناموفق ماندهاند.
the rare artifact is still unobtained by any museum.
این اثر نادر هنوز توسط هر موزهای ناموفق مانده است.
peace of mind remained unobtained during the crisis.
آرامش ذهن در طول بحران ناموفق ماند.
all necessary permits were left unobtained before construction started.
همه مجوزهای ضروری قبل از شروع ساخت ناموفق ماندند.
true wisdom is often unobtained without experience.
حکمت واقعی اغلب بدون تجربه ناموفق ماند.
the unobtained sample delayed the laboratory results.
نمونه ناموفق مانده باعث تاخیر در نتایج آزمایشگاه شد.
financial freedom remains unobtained for many people.
آزادی مالی برای بسیاری از افراد هنوز ناموفق مانده است.
the unobtained evidence made the case difficult to solve.
دلایل ناموفق مانده باعث سختی در حل پرونده شد.
a college degree was an unobtained dream for her parents.
یک مدرک دانشگاهی برای والدین او یک رویا ناموفق مانده بود.
unobtained goods
کالایی که به دست نیامده
unobtained prize
جایزهای که به دست نیامده
unobtained item
آیتمی که به دست نیامده
unobtained reward
پاداشی که به دست نیامده
remains unobtained
به دست نیامده میماند
unobtained information
اطلاعاتی که به دست نیامده
unobtained benefits
مزايايي که به دست نیامده
unobtained results
نتایجی که به دست نیامده
unobtained data
دادههایی که به دست نیامده
unobtained achievement
ارزشآفرینی که به دست نیامده
the treasure remained unobtained despite years of searching.
گنج ناموفق مانده بود با وجود سالها جستجو.
his ultimate goal is currently unobtained.
هدف نهایی او در حال حاضر ناموفق مانده است.
the data was unobtained due to a system error.
دادهها به دلیل خطا در سیستم ناموفق ماندند.
many secrets of the universe remain unobtained by scientists.
بسیاری از رازهای جهان توسط دانشمندان هنوز ناموفق ماندهاند.
the rare artifact is still unobtained by any museum.
این اثر نادر هنوز توسط هر موزهای ناموفق مانده است.
peace of mind remained unobtained during the crisis.
آرامش ذهن در طول بحران ناموفق ماند.
all necessary permits were left unobtained before construction started.
همه مجوزهای ضروری قبل از شروع ساخت ناموفق ماندند.
true wisdom is often unobtained without experience.
حکمت واقعی اغلب بدون تجربه ناموفق ماند.
the unobtained sample delayed the laboratory results.
نمونه ناموفق مانده باعث تاخیر در نتایج آزمایشگاه شد.
financial freedom remains unobtained for many people.
آزادی مالی برای بسیاری از افراد هنوز ناموفق مانده است.
the unobtained evidence made the case difficult to solve.
دلایل ناموفق مانده باعث سختی در حل پرونده شد.
a college degree was an unobtained dream for her parents.
یک مدرک دانشگاهی برای والدین او یک رویا ناموفق مانده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید