unornamented

[ایالات متحده]/ʌnˈɔːnəmentɪd/
[بریتانیا]/ʌnˈɔrnəˌmɛntɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون تزئین؛ ساده

عبارات و ترکیب‌ها

unornamented design

طراحی بدون تزئین

unornamented style

سبک بدون تزئین

unornamented object

اشیای بدون تزئین

unornamented space

فضای بدون تزئین

unornamented surface

سطح بدون تزئین

unornamented architecture

معماری بدون تزئین

unornamented form

فرم بدون تزئین

unornamented element

عنصر بدون تزئین

unornamented piece

قطعه بدون تزئین

جملات نمونه

the room was unornamented, creating a minimalist atmosphere.

اتاق بدون هیچگونه تزئین بود و فضایی مینیمالیستی ایجاد می‌کرد.

she preferred unornamented furniture for a clean look.

او ترجیح می‌داد مبلمان بدون تزئین برای داشتن ظاهری تمیز باشد.

the unornamented style of the building was intentional.

سبک بدون تزئین ساختمان عمدی بود.

his unornamented speech focused on the main issues.

سخنرانی بدون تزئین او بر مسائل اصلی متمرکز بود.

the artist chose an unornamented canvas to highlight the colors.

هنرمند یک بوم نقاشی بدون تزئین را انتخاب کرد تا رنگ‌ها را برجسته کند.

they appreciated the unornamented beauty of nature.

آنها زیبایی طبیعی بدون تزئین را ارزیابی می‌کردند.

her unornamented style resonated with many fans.

سبک بدون تزئین او با بسیاری از طرفداران همخوانی داشت.

the design was intentionally unornamented to emphasize function.

طراحی به طور عمدی بدون تزئین بود تا عملکرد را تأکید کند.

he wore an unornamented suit to the formal event.

او یک کت و شلوار بدون تزئین به رویداد رسمی پوشید.

the unornamented garden had a serene quality.

باغ بدون تزئین دارای کیفیتی آرام بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید