unpiled items
اقلام انباشته نشده
unpiled boxes
جعبههای انباشته نشده
unpiled clothes
لباسهای انباشته نشده
unpiled papers
مدارک انباشته نشده
unpiled debris
ضایعات انباشته نشده
unpiled goods
کالاهای انباشته نشده
unpiled materials
مواد انباشته نشده
unpiled furniture
اثاثات انباشته نشده
unpiled rocks
سنگهای انباشته نشده
unpiled logs
تختههای چوبی انباشته نشده
the boxes were unpiled carefully to avoid damage.
جعبهها با دقت باز شدند تا از آسیب جلوگیری شود.
after the storm, the leaves were unpiled from the walkway.
بعد از طوفان، برگها از مسیر پاک شدند.
she unpiled the laundry and sorted it into different baskets.
او لباسها را مرتب کرد و آنها را در سبدهای مختلف قرار داد.
the workers unpiled the bricks for the new construction.
کارگران آجرها را برای ساخت و ساز جدید مرتب کردند.
he unpiled the old magazines from the table.
او مجلات قدیمی را از روی میز برداشت.
they unpiled the ingredients needed for the recipe.
آنها مواد لازم برای دستور العمل را آماده کردند.
the team unpiled the equipment after the event.
تیم تجهیزات را پس از رویداد مرتب کرد.
she unpiled the toys scattered across the floor.
او اسباببازیهای پخش شده روی زمین را جمع کرد.
he unpiled the documents to find the important papers.
او مدارک را مرتب کرد تا اسناد مهم را پیدا کند.
after the meeting, the chairs were unpiled and put away.
بعد از جلسه، صندلیها مرتب و کنار گذاشته شدند.
unpiled items
اقلام انباشته نشده
unpiled boxes
جعبههای انباشته نشده
unpiled clothes
لباسهای انباشته نشده
unpiled papers
مدارک انباشته نشده
unpiled debris
ضایعات انباشته نشده
unpiled goods
کالاهای انباشته نشده
unpiled materials
مواد انباشته نشده
unpiled furniture
اثاثات انباشته نشده
unpiled rocks
سنگهای انباشته نشده
unpiled logs
تختههای چوبی انباشته نشده
the boxes were unpiled carefully to avoid damage.
جعبهها با دقت باز شدند تا از آسیب جلوگیری شود.
after the storm, the leaves were unpiled from the walkway.
بعد از طوفان، برگها از مسیر پاک شدند.
she unpiled the laundry and sorted it into different baskets.
او لباسها را مرتب کرد و آنها را در سبدهای مختلف قرار داد.
the workers unpiled the bricks for the new construction.
کارگران آجرها را برای ساخت و ساز جدید مرتب کردند.
he unpiled the old magazines from the table.
او مجلات قدیمی را از روی میز برداشت.
they unpiled the ingredients needed for the recipe.
آنها مواد لازم برای دستور العمل را آماده کردند.
the team unpiled the equipment after the event.
تیم تجهیزات را پس از رویداد مرتب کرد.
she unpiled the toys scattered across the floor.
او اسباببازیهای پخش شده روی زمین را جمع کرد.
he unpiled the documents to find the important papers.
او مدارک را مرتب کرد تا اسناد مهم را پیدا کند.
after the meeting, the chairs were unpiled and put away.
بعد از جلسه، صندلیها مرتب و کنار گذاشته شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید