unpiled

[ایالات متحده]/ʌnˈpaɪld/
[بریتانیا]/ʌnˈpaɪld/

ترجمه

adj. به صورت انباشته نشده

عبارات و ترکیب‌ها

unpiled items

اقلام انباشته نشده

unpiled boxes

جعبه‌های انباشته نشده

unpiled clothes

لباس‌های انباشته نشده

unpiled papers

مدارک انباشته نشده

unpiled debris

ضایعات انباشته نشده

unpiled goods

کالا‌های انباشته نشده

unpiled materials

مواد انباشته نشده

unpiled furniture

اثاثات انباشته نشده

unpiled rocks

سنگ‌های انباشته نشده

unpiled logs

تخته‌های چوبی انباشته نشده

جملات نمونه

the boxes were unpiled carefully to avoid damage.

جعبه‌ها با دقت باز شدند تا از آسیب جلوگیری شود.

after the storm, the leaves were unpiled from the walkway.

بعد از طوفان، برگ‌ها از مسیر پاک شدند.

she unpiled the laundry and sorted it into different baskets.

او لباس‌ها را مرتب کرد و آن‌ها را در سبدهای مختلف قرار داد.

the workers unpiled the bricks for the new construction.

کارگران آجرها را برای ساخت و ساز جدید مرتب کردند.

he unpiled the old magazines from the table.

او مجلات قدیمی را از روی میز برداشت.

they unpiled the ingredients needed for the recipe.

آنها مواد لازم برای دستور العمل را آماده کردند.

the team unpiled the equipment after the event.

تیم تجهیزات را پس از رویداد مرتب کرد.

she unpiled the toys scattered across the floor.

او اسباب‌بازی‌های پخش شده روی زمین را جمع کرد.

he unpiled the documents to find the important papers.

او مدارک را مرتب کرد تا اسناد مهم را پیدا کند.

after the meeting, the chairs were unpiled and put away.

بعد از جلسه، صندلی‌ها مرتب و کنار گذاشته شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید