unpinned

[ایالات متحده]/ʌnˈpɪnd/
[بریتانیا]/ʌnˈpɪnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته کامل unpin

عبارات و ترکیب‌ها

unpinned item

گام نگرفته

unpinned message

پیام بدون پین

unpinned note

یادداشت بدون پین

unpinned tab

زبانه بدون پین

unpinned file

فایل بدون پین

unpinned post

پست بدون پین

unpinned link

لینک بدون پین

unpinned document

سند بدون پین

unpinned section

بخش بدون پین

unpinned widget

ویجت بدون پین

جملات نمونه

the note was unpinned from the board.

یادداشت از تخته جدا شد.

she felt unpinned after her friends left.

او بعد از رفتن دوستانش احساس رهاشدگی کرد.

his thoughts were unpinned and scattered.

افکار او رها و پراکنده بودند.

the unpinned document was lost in the chaos.

سند جدا شده در هرج و مرج گم شد.

after the meeting, the agenda was unpinned.

پس از جلسه، دستور کار از حالت نصب خارج شد.

the unpinned photo fell to the floor.

عکس جدا شده روی زمین افتاد.

she felt unpinned without her usual routine.

او بدون روال معمولش احساس رهاشدگی کرد.

he unpinned the map to get a better view.

او نقشه را از حالت نصب خارج کرد تا دید بهتری داشته باشد.

the unpinned tasks piled up quickly.

وظایف جدا شده به سرعت انباشته شدند.

once unpinned, the message was forgotten.

پس از جدا شدن، پیام فراموش شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید