unprofessionally

[ایالات متحده]/ʌnprəˈfɛʃənəli/
[بریتانیا]/ʌnprəˈfɛʃənəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی که حرفه‌ای نیست

عبارات و ترکیب‌ها

act unprofessionally

عمل غیرحرفه ای

speak unprofessionally

به صورت غیرحرفه ای صحبت کردن

handle unprofessionally

به صورت غیرحرفه ای رسیدگی کردن

respond unprofessionally

به صورت غیرحرفه ای پاسخ دادن

work unprofessionally

به صورت غیرحرفه ای کار کردن

dress unprofessionally

به صورت غیرحرفه ای لباس پوشیدن

react unprofessionally

به صورت غیرحرفه ای واکنش نشان دادن

conduct unprofessionally

به صورت غیرحرفه ای انجام دادن

perform unprofessionally

به صورت غیرحرفه ای اجرا کردن

interact unprofessionally

به صورت غیرحرفه ای تعامل کردن

جملات نمونه

he handled the situation unprofessionally.

او به طور غیرحرفه ای با این وضعیت برخورد کرد.

she spoke unprofessionally during the meeting.

او در طول جلسه به طور غیرحرفه ای صحبت کرد.

they performed their duties unprofessionally.

آنها وظایف خود را به طور غیرحرفه ای انجام دادند.

the report was written unprofessionally.

گزارش به طور غیرحرفه ای نوشته شده بود.

unprofessionally addressing clients can harm your reputation.

مخاطبه با مشتریان به طور غیرحرفه ای می تواند به شهرت شما آسیب برساند.

his unprofessionally timed jokes were inappropriate.

جک های غیرحرفه ای او در زمان مناسب نبودند.

she criticized her colleague unprofessionally.

او به طور غیرحرفه ای از همکارش انتقاد کرد.

unprofessionally managing a team can lead to failure.

مدیریت غیرحرفه ای یک تیم می تواند منجر به شکست شود.

they responded unprofessionally to customer complaints.

آنها به طور غیرحرفه ای به شکایات مشتریان پاسخ دادند.

his unprofessionally casual attitude was noticed.

حرفه‌ای نبودن و غیررسمی بودن او متوجه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید