unprovided

[ایالات متحده]/ʌnprəˈvaɪdɪd/
[بریتانیا]/ʌnprəˈvaɪdəd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تأمین نشده یا تجهیز نشده; فاقد وسایل پشتیبانی; آماده نشده; غیر منتظره

عبارات و ترکیب‌ها

unprovided information

اطلاعات ارائه نشده

unprovided resources

منابع ارائه نشده

unprovided details

جزئیات ارائه نشده

unprovided support

حمایت ارائه نشده

unprovided services

خدمات ارائه نشده

unprovided data

اطلاعات ارائه نشده

unprovided feedback

بازخورد ارائه نشده

unprovided materials

مواد ارائه نشده

unprovided answers

پاسخ های ارائه نشده

unprovided options

گزینه های ارائه نشده

جملات نمونه

the proposal was unprovided for in the budget.

پیشنهاد در بودجه پیش‌بینی نشده بود.

many services remain unprovided in rural areas.

بسیاری از خدمات هنوز در مناطق روستایی ارائه نشده‌اند.

he felt unprovided for in his new job.

او در شغل جدیدش احساس بی‌توجهی می‌کرد.

the contract was unprovided with essential details.

قرارداد فاقد جزئیات ضروری بود.

her needs were unprovided for during the meeting.

در طول جلسه به نیازهای او توجهی نشد.

the community was left unprovided for after the disaster.

جامعه پس از فاجعه بی‌توجهی شد.

they found themselves unprovided for in the new city.

آنها خود را در شهر جدید بی‌توجهی شده یافتند.

the project was unprovided with adequate funding.

پروژه فاقد بودجه کافی بود.

many students feel unprovided for in their education.

بسیاری از دانش‌آموزان احساس می‌کنند که در تحصیلات خود بی‌توجهی شده‌اند.

her emotional needs were often unprovided for.

نیازهای عاطفی او اغلب نادیده گرفته می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید