undelivered

[ایالات متحده]/ˌʌndɪˈlɪvəd/
[بریتانیا]/ˌʌndɪˈlɪvərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تحویل نشده; منتشر نشده; بیان نشده

عبارات و ترکیب‌ها

undelivered message

پیام تحویل داده نشده

undelivered package

بسته تحویل داده نشده

undelivered mail

نامه تحویل داده نشده

undelivered goods

کالا‌های تحویل داده نشده

undelivered order

سفارش تحویل داده نشده

undelivered shipment

ارسال تحویل داده نشده

undelivered items

اقلام تحویل داده نشده

undelivered service

خدمات تحویل داده نشده

undelivered request

درخواست تحویل داده نشده

undelivered notification

اعلان تحویل داده نشده

جملات نمونه

the package was undelivered due to an address error.

بسته به دلیل اشتباه در آدرس تحویل داده نشد.

she received a notification about the undelivered mail.

او اخطاری در مورد پستی که تحویل داده نشده بود دریافت کرد.

many undelivered items were piling up at the post office.

اقلام تحویل داده نشده زیادی در اداره پست جمع شده بودند.

the undelivered message caused confusion among the team.

پیام تحویل داده نشده باعث سردرگمی در بین تیم شد.

he had to contact customer service regarding his undelivered order.

او مجبور شد برای سفارش خود که تحویل داده نشده بود، با خدمات مشتری تماس بگیرد.

due to bad weather, several flights were undelivered.

به دلیل آب و هوای نامساعد، چندین پرواز تحویل داده نشدند.

they were frustrated with the undelivered gifts.

آنها در مورد هدایایی که تحویل داده نشده بودند، ناامید شدند.

tracking showed that the package was undelivered for days.

ردیابی نشان داد که بسته برای چند روز تحویل داده نشده است.

she filed a complaint about her undelivered subscription.

او در مورد اشتراک خود که تحویل داده نشده بود، شکایت کرد.

the undelivered documents were crucial for the meeting.

اسناد تحویل داده نشده برای جلسه بسیار مهم بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید