unpurified water
آب تصفیه نشده
unpurified air
هوا تصفیه نشده
unpurified substances
مواد غیر پالایش شده
unpurified ingredients
مواد تشکیل دهنده غیر پالایش شده
unpurified chemicals
مواد شیمیایی غیر پالایش شده
unpurified resources
منابع غیر پالایش شده
unpurified food
غذا غیر پالایش شده
unpurified products
محصولات غیر پالایش شده
unpurified materials
مواد غیر پالایش شده
unpurified solutions
راه حل های غیر پالایش شده
the water was unpurified and unsafe to drink.
آب تصفیه نشده و غیرقابل آشامیدن بود.
unpurified air can lead to health problems.
هوا غیرتصفیه شده می تواند منجر به مشکلات سلامتی شود.
the unpurified substance caused a reaction.
ماده غیرتصفیه شده باعث ایجاد واکنش شد.
she avoided using unpurified products on her skin.
او از استفاده از محصولات غیرتصفیه شده روی پوست خود اجتناب کرد.
unpurified food can harbor harmful bacteria.
غذاهای غیرتصفیه شده می توانند باکتری های مضر را در خود جای دهند.
the unpurified oil had a strong odor.
روغن غیرتصفیه شده بوی تندی داشت.
they tested the unpurified water for contaminants.
آنها آب غیرتصفیه شده را برای یافتن آلاینده ها آزمایش کردند.
unpurified materials are often cheaper but risky.
مواد غیرتصفیه شده اغلب ارزان تر اما خطرناک هستند.
he warned her about the dangers of unpurified sources.
او به او در مورد خطرات منابع غیرتصفیه شده هشدار داد.
using unpurified chemicals can be hazardous.
استفاده از مواد شیمیایی غیرتصفیه شده می تواند خطرناک باشد.
unpurified water
آب تصفیه نشده
unpurified air
هوا تصفیه نشده
unpurified substances
مواد غیر پالایش شده
unpurified ingredients
مواد تشکیل دهنده غیر پالایش شده
unpurified chemicals
مواد شیمیایی غیر پالایش شده
unpurified resources
منابع غیر پالایش شده
unpurified food
غذا غیر پالایش شده
unpurified products
محصولات غیر پالایش شده
unpurified materials
مواد غیر پالایش شده
unpurified solutions
راه حل های غیر پالایش شده
the water was unpurified and unsafe to drink.
آب تصفیه نشده و غیرقابل آشامیدن بود.
unpurified air can lead to health problems.
هوا غیرتصفیه شده می تواند منجر به مشکلات سلامتی شود.
the unpurified substance caused a reaction.
ماده غیرتصفیه شده باعث ایجاد واکنش شد.
she avoided using unpurified products on her skin.
او از استفاده از محصولات غیرتصفیه شده روی پوست خود اجتناب کرد.
unpurified food can harbor harmful bacteria.
غذاهای غیرتصفیه شده می توانند باکتری های مضر را در خود جای دهند.
the unpurified oil had a strong odor.
روغن غیرتصفیه شده بوی تندی داشت.
they tested the unpurified water for contaminants.
آنها آب غیرتصفیه شده را برای یافتن آلاینده ها آزمایش کردند.
unpurified materials are often cheaper but risky.
مواد غیرتصفیه شده اغلب ارزان تر اما خطرناک هستند.
he warned her about the dangers of unpurified sources.
او به او در مورد خطرات منابع غیرتصفیه شده هشدار داد.
using unpurified chemicals can be hazardous.
استفاده از مواد شیمیایی غیرتصفیه شده می تواند خطرناک باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید