unsanitary

[ایالات متحده]/ʌn'sænɪt(ə)rɪ/
[بریتانیا]/ʌn'sænətɛri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کثیف; مضر به سلامت.

جملات نمونه

the unsanitary conditions in the orphanage.

شرایط نامناسب و غیربهداشتی در یتیم‌خانه.

I would call it one of the most unsanitary areas in the world.

من آن را یکی از ناخالص‌ترین مناطق جهان می‌دانم.

The public restroom was very unsanitary.

دستشویی عمومی بسیار نامناسب و غیربهداشتی بود.

It is important to maintain a clean and unsanitary environment.

حفظ یک محیط تمیز و نامناسب مهم است.

The kitchen was deemed unsanitary by the health inspector.

بازرس بهداشت آشپزخانه را نامناسب تشخیص داد.

Leaving food out in the open can lead to unsanitary conditions.

قرار دادن غذا در فضای باز می‌تواند منجر به شرایط نامناسب و غیربهداشتی شود.

The hotel received complaints about its unsanitary swimming pool.

هتل در مورد استخر نامناسب خود شکایات دریافت کرد.

The unsanitary conditions in the restaurant were a cause for concern.

شرایط نامناسب و غیربهداشتی در رستوران باعث نگرانی بود.

The hospital was shut down due to unsanitary practices.

به دلیل شیوه های نامناسب و غیربهداشتی، بیمارستان تعطیل شد.

Proper hygiene practices can prevent unsanitary situations.

رعایت بهداشت مناسب می‌تواند از بروز شرایط نامناسب و غیربهداشتی جلوگیری کند.

The unsanitary living conditions in the apartment complex were reported to the landlord.

شرایط زندگی نامناسب و غیربهداشتی در مجتمع آپارتمانی به صاحبخانه گزارش شد.

It is crucial to address any unsanitary issues promptly.

رسیدگی به هرگونه مشکل نامناسب و غیربهداشتی به سرعت بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید