unqualifiedness

[ایالات متحده]/ʌnˈkwɒlɪfaɪdnəs/
[بریتانیا]/ʌnˈkwɑːlɪfaɪdnəs/

ترجمه

n. وضعیت یا کیفیت ناکافی بودن؛ عدم داشتن صلاحیت یا توانایی لازم؛ وضعیت عدم تطابق با یک استاندارد؛ ناکفایی یا قبول نشدن (مثلاً «کالای ناکافی»)

عبارات و ترکیب‌ها

total unqualifiedness

کلی ناکفایی

obvious unqualifiedness

ناکفایی واضح

complete unqualifiedness

ناکفایی کامل

sheer unqualifiedness

ناکفایی صریح

his unqualifiedness

ناکفایی او

her unqualifiedness

ناکفایی او

my unqualifiedness

ناکفایی من

their unqualifiedness

ناکفایی آنها

political unqualifiedness

ناکفایی سیاسی

جملات نمونه

the committee questioned his unqualifiedness for the role after reviewing his lack of experience.

کمیته پس از بررسی عدم تجربه‌اش، ناکفایی‌اش برای این نقش را مورد سوال قرار داد.

her unqualifiedness became clear during the training session when she could not follow basic procedures.

ناکفایی‌اش در جلسه آموزشی واضح شد زیرا نتوانست به دستورالعمل‌های پایه پایبند بماند.

the report highlighted the candidate's unqualifiedness to handle confidential data responsibly.

گزارش ناکفایی نامزد را در مورد مدیریت مسئولانه داده‌های محرمانه برجسته کرد.

they cited unqualifiedness as the primary reason for rejecting the application.

آن‌ها ناکفایی را به عنوان دلیل اصلی رد شدن درخواست می‌دانستند.

his unqualifiedness for management duties showed in repeated scheduling errors and missed deadlines.

ناکفایی‌اش در انجام وظایف مدیریتی در اشتباهات تکراری برنامه‌ریزی و گذشتن از مهلت‌ها نمایان شد.

customer complaints exposed the staff's unqualifiedness to provide accurate technical support.

شکایات مشتریان ناکفایی کارکنان را در ارائه پشتیبانی فنی دقیق آشکار کرد.

the board debated whether unqualifiedness should automatically disqualify applicants from future openings.

هیئت مجمع عمومی درباره اینکه آیا ناکفایی باید به طور خودکار نامزدان را از فرصت‌های آینده محروم کند، بحث کرد.

in court, the defense argued that unqualifiedness did not amount to intentional misconduct.

در دادگاه، دفاع مدعی بود که ناکفایی به اشتباه عمدی تبدیل نمی‌شود.

the audit documented unqualifiedness in safety compliance across multiple departments.

بررسی ناکفایی در رعایت ایمنی را در چندین بخش ثبت کرد.

to avoid unqualifiedness claims, the company standardized hiring criteria and skills tests.

برای جلوگیری از ادعاهای ناکفایی، شرکت معیارهای استخدام را استاندارد کرد و آزمون‌های مهارتی را اعمال کرد.

his unqualifiedness to operate the machinery forced the supervisor to assign him other tasks.

ناکفایی‌اش در بهره‌برداری از ماشین‌آلات مجبور کرد که معاون را مجبور کند وظایف دیگری به او بدهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید