unquestionably

[ایالات متحده]/ʌnˈk westʃənəblɪ/
[بریتانیا]/ʌn'kwɛstʃənəbli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. بدون هیچ شکی; بدون سوال

جملات نمونه

He is unquestionably the best tennis player in England.

او بدون شک بهترین بازیکن تنیس در انگلستان است.

The purchaser was a neighbouring poulterer, and they were unquestionably doomed to die before the next market day.

خریدار یک فروشنده مرغ و طاس بود و به طور غیرقابل سوالی محکوم به مرگ قبل از روز بازار بعدی بودند.

Unquestionably, the challenge of the home computer means we all should consider how we can control it, so that it won't control us.

بدون شک، چالش رایانه خانگی به این معناست که همه باید در نظر بگیرند چگونه می‌توانیم آن را کنترل کنیم تا کنترل نشویم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید