unrecallable decision
تصمیم غیرقابل بازگشت
unrecallable action
اقدام غیرقابل بازگشت
unrecallable statement
اظهارنظر غیرقابل بازگشت
unrecallable moment
لحظه غیرقابل بازگشت
unrecallable choice
انتخاب غیرقابل بازگشت
unrecallable promise
وعده غیرقابل بازگشت
unrecallable regret
پشیمانی غیرقابل بازگشت
unrecallable commitment
تعهد غیرقابل بازگشت
unrecallable truth
حقیقت غیرقابل بازگشت
unrecallable experience
تجربه غیرقابل بازگشت
the decision was unrecallable, leaving us with no options.
تصمیم اتخاذ شده غیرقابل بازگشت بود و ما را در هیچ شرایطی قرار داد.
once made, the promise became unrecallable.
پس از انجام، قول غیرقابل بازگشت شد.
his unrecallable words hurt her deeply.
کلمات غیرقابل بازگشت او، او را عمیقاً آزار داد.
the unrecallable event changed the course of history.
واقعه غیرقابل بازگشت، روند تاریخ را تغییر داد.
she faced the consequences of her unrecallable actions.
او با عواقب اقدامات غیرقابل بازگشت خود روبرو شد.
the unrecallable nature of time makes us cherish every moment.
طبیعت غیرقابل بازگشت زمان باعث میشود هر لحظه را گرامی بداریم.
his unrecallable mistake cost the company dearly.
اشتباه غیرقابل بازگشت او هزینه زیادی برای شرکت به همراه داشت.
they realized the unrecallable truth too late.
آنها خیلی دیر حقیقت غیرقابل بازگشت را متوجه شدند.
the unrecallable decision sparked a heated debate.
تصمیم غیرقابل بازگشت، بحثی داغ را آغاز کرد.
in life, some choices are simply unrecallable.
در زندگی، برخی از انتخابها صرفاً غیرقابل بازگشت هستند.
unrecallable decision
تصمیم غیرقابل بازگشت
unrecallable action
اقدام غیرقابل بازگشت
unrecallable statement
اظهارنظر غیرقابل بازگشت
unrecallable moment
لحظه غیرقابل بازگشت
unrecallable choice
انتخاب غیرقابل بازگشت
unrecallable promise
وعده غیرقابل بازگشت
unrecallable regret
پشیمانی غیرقابل بازگشت
unrecallable commitment
تعهد غیرقابل بازگشت
unrecallable truth
حقیقت غیرقابل بازگشت
unrecallable experience
تجربه غیرقابل بازگشت
the decision was unrecallable, leaving us with no options.
تصمیم اتخاذ شده غیرقابل بازگشت بود و ما را در هیچ شرایطی قرار داد.
once made, the promise became unrecallable.
پس از انجام، قول غیرقابل بازگشت شد.
his unrecallable words hurt her deeply.
کلمات غیرقابل بازگشت او، او را عمیقاً آزار داد.
the unrecallable event changed the course of history.
واقعه غیرقابل بازگشت، روند تاریخ را تغییر داد.
she faced the consequences of her unrecallable actions.
او با عواقب اقدامات غیرقابل بازگشت خود روبرو شد.
the unrecallable nature of time makes us cherish every moment.
طبیعت غیرقابل بازگشت زمان باعث میشود هر لحظه را گرامی بداریم.
his unrecallable mistake cost the company dearly.
اشتباه غیرقابل بازگشت او هزینه زیادی برای شرکت به همراه داشت.
they realized the unrecallable truth too late.
آنها خیلی دیر حقیقت غیرقابل بازگشت را متوجه شدند.
the unrecallable decision sparked a heated debate.
تصمیم غیرقابل بازگشت، بحثی داغ را آغاز کرد.
in life, some choices are simply unrecallable.
در زندگی، برخی از انتخابها صرفاً غیرقابل بازگشت هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید