unrecallable

[ایالات متحده]/ʌn.rɪˈkɔː.lə.bəl/
[بریتانیا]/ʌn.rɪˈkɑː.lə.bəl/

ترجمه

adj. غیرقابل بازیابی یا غیرقابل برگشت

عبارات و ترکیب‌ها

unrecallable decision

تصمیم غیرقابل بازگشت

unrecallable action

اقدام غیرقابل بازگشت

unrecallable statement

اظهارنظر غیرقابل بازگشت

unrecallable moment

لحظه غیرقابل بازگشت

unrecallable choice

انتخاب غیرقابل بازگشت

unrecallable promise

وعده غیرقابل بازگشت

unrecallable regret

پشیمانی غیرقابل بازگشت

unrecallable commitment

تعهد غیرقابل بازگشت

unrecallable truth

حقیقت غیرقابل بازگشت

unrecallable experience

تجربه غیرقابل بازگشت

جملات نمونه

the decision was unrecallable, leaving us with no options.

تصمیم اتخاذ شده غیرقابل بازگشت بود و ما را در هیچ شرایطی قرار داد.

once made, the promise became unrecallable.

پس از انجام، قول غیرقابل بازگشت شد.

his unrecallable words hurt her deeply.

کلمات غیرقابل بازگشت او، او را عمیقاً آزار داد.

the unrecallable event changed the course of history.

واقعه غیرقابل بازگشت، روند تاریخ را تغییر داد.

she faced the consequences of her unrecallable actions.

او با عواقب اقدامات غیرقابل بازگشت خود روبرو شد.

the unrecallable nature of time makes us cherish every moment.

طبیعت غیرقابل بازگشت زمان باعث می‌شود هر لحظه را گرامی بداریم.

his unrecallable mistake cost the company dearly.

اشتباه غیرقابل بازگشت او هزینه زیادی برای شرکت به همراه داشت.

they realized the unrecallable truth too late.

آنها خیلی دیر حقیقت غیرقابل بازگشت را متوجه شدند.

the unrecallable decision sparked a heated debate.

تصمیم غیرقابل بازگشت، بحثی داغ را آغاز کرد.

in life, some choices are simply unrecallable.

در زندگی، برخی از انتخاب‌ها صرفاً غیرقابل بازگشت هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید