unreclaimable land
زمین غیرقابل بازیافت
unreclaimable waste
ضایعات غیرقابل بازیافت
unreclaimable resources
منابع غیرقابل بازیافت
unreclaimable costs
هزینههای غیرقابل بازیافت
unreclaimable time
زمان غیرقابل بازیافت
unreclaimable damage
آسیب غیرقابل بازیافت
unreclaimable debt
بدهی غیرقابل بازیافت
unreclaimable losses
خسارات غیرقابل بازیافت
unreclaimable territory
سرزمین غیرقابل بازیافت
unreclaimable investment
سرمایهگذاری غیرقابل بازیافت
the land was deemed unreclaimable after years of neglect.
زمین پس از سالها بیتوجهی غیرقابل بازسازی تشخیص داده شد.
many ecosystems are now considered unreclaimable due to pollution.
اکوسیستمهای بسیاری اکنون به دلیل آلودگی غیرقابل بازیابی در نظر گرفته میشوند.
his trust in the system became unreclaimable after the scandal.
اعتماد او به سیستم پس از رسوایی غیرقابل بازگرداندن شد.
some natural resources are becoming unreclaimable at an alarming rate.
برخی از منابع طبیعی به سرعت هشنگداری در حال غیرقابل بازیابی شدن هستند.
the damage to the coral reefs is now considered unreclaimable.
آسیب به صخرههای مرجانی اکنون غیرقابل بازیابی در نظر گرفته میشود.
once a relationship becomes unreclaimable, it's hard to mend.
وقتی یک رابطه غیرقابل بازیابی میشود، ترمیم آن دشوار است.
the financial losses were so severe that they seemed unreclaimable.
خسارات مالی آنقدر زیاد بودند که غیرقابل جبران به نظر میرسیدند.
in some cases, the artifacts are deemed unreclaimable due to their condition.
در برخی موارد، مصنوعات به دلیل شرایط خود غیرقابل بازیابی تشخیص داده میشوند.
after the fire, the building was labeled as unreclaimable.
پس از آتشسوزی، ساختمان غیرقابل بازیابی نامگذاری شد.
his reputation was left unreclaimable after the accusations.
شهرت او پس از اتهامات غیرقابل بازیابی باقی ماند.
unreclaimable land
زمین غیرقابل بازیافت
unreclaimable waste
ضایعات غیرقابل بازیافت
unreclaimable resources
منابع غیرقابل بازیافت
unreclaimable costs
هزینههای غیرقابل بازیافت
unreclaimable time
زمان غیرقابل بازیافت
unreclaimable damage
آسیب غیرقابل بازیافت
unreclaimable debt
بدهی غیرقابل بازیافت
unreclaimable losses
خسارات غیرقابل بازیافت
unreclaimable territory
سرزمین غیرقابل بازیافت
unreclaimable investment
سرمایهگذاری غیرقابل بازیافت
the land was deemed unreclaimable after years of neglect.
زمین پس از سالها بیتوجهی غیرقابل بازسازی تشخیص داده شد.
many ecosystems are now considered unreclaimable due to pollution.
اکوسیستمهای بسیاری اکنون به دلیل آلودگی غیرقابل بازیابی در نظر گرفته میشوند.
his trust in the system became unreclaimable after the scandal.
اعتماد او به سیستم پس از رسوایی غیرقابل بازگرداندن شد.
some natural resources are becoming unreclaimable at an alarming rate.
برخی از منابع طبیعی به سرعت هشنگداری در حال غیرقابل بازیابی شدن هستند.
the damage to the coral reefs is now considered unreclaimable.
آسیب به صخرههای مرجانی اکنون غیرقابل بازیابی در نظر گرفته میشود.
once a relationship becomes unreclaimable, it's hard to mend.
وقتی یک رابطه غیرقابل بازیابی میشود، ترمیم آن دشوار است.
the financial losses were so severe that they seemed unreclaimable.
خسارات مالی آنقدر زیاد بودند که غیرقابل جبران به نظر میرسیدند.
in some cases, the artifacts are deemed unreclaimable due to their condition.
در برخی موارد، مصنوعات به دلیل شرایط خود غیرقابل بازیابی تشخیص داده میشوند.
after the fire, the building was labeled as unreclaimable.
پس از آتشسوزی، ساختمان غیرقابل بازیابی نامگذاری شد.
his reputation was left unreclaimable after the accusations.
شهرت او پس از اتهامات غیرقابل بازیابی باقی ماند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید