unredirected

[ایالات متحده]/ˌʌnrɪˈdɪrektɪd/
[بریتانیا]/ˌʌnrɪˈdɪrektɪd/

ترجمه

v. (زمان گذشته) هدایت نشده؛ به مقصد یا هدف دیگری فرستاده نشده
adj. تغییر راستای نکرده؛ در جهت یا مقصد اصلی خود باقی مانده

عبارات و ترکیب‌ها

unredirected attention

توجه غیر هدایت شده

unredirected flow

جریان غیر هدایت شده

unredirected energy

انرژی غیر هدایت شده

unredirected traffic

ترافیک غیر هدایت شده

unredirected request

درخواست غیر هدایت شده

unredirected link

لینک غیر هدایت شده

unredirected path

مسیر غیر هدایت شده

unredirectedly focused

تمرکز غیر هدایت شده

unredirectedness

غیر هدایت شدگی

جملات نمونه

the child's unredirected gaze remained fixed on the candy store window.

نگاه کودک بدون هدایت به پنجره فروش مربا ثابت ماند.

his unredirected determination helped him overcome all obstacles.

تعیین‌شده‌اش بدون هدایت کمک او کرد تا تمام موانع را غلبه کند.

the solar panel captures unredirected sunlight efficiently.

پنل خورشیدی به طور کارآمد نور خورشید بدون هدایت را جذب می‌کند.

the therapist helped channel her unredirected anger into productive activities.

درمانگر کمک کرد تا عصبانیت او بدون هدایت را به فعالیت‌های سودمند هدایت کند.

the team's unredirected focus led to their unprecedented success.

تمرکز بدون هدایت تیم منجر به موفقیت نامحسوس آن‌ها شد.

unredirected light rays can cause serious eye damage.

نورهای بدون هدایت می‌توانند آسیب جدی به چشم برسانند.

the river's unredirected flow carved out the grand canyon over millions of years.

جریان بدون هدایت رودخانه طی میلیون‌ها سال کانیون بزرگ را ایجاد کرد.

she maintained unredirected concentration despite the noisy environment.

او تمرکز بدون هدایت را حفظ کرد در حالی که محیط اطرافش سر و صدا بود.

the laser requires unredirected beams to function properly.

لیزر نیاز به نورهای بدون هدایت برای عملکرد درست دارد.

his unredirected persistence finally paid off with a promotion.

ثبات بدون هدایت او در نهایت با یک ارتقا جایزه‌یافت.

the physicist studied how unredirected particles behave in a vacuum.

فیزیک‌دان رفتار ذرات بدون هدایت را در خلاء مورد مطالعه قرار داد.

unredirected compassion can sometimes lead to emotional exhaustion.

حمایت‌های بدون هدایت گاهی می‌تواند به خستگی عاطفی منجر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید