unrepairable

[ایالات متحده]/ʌnˈrɪpeərəbl/
[بریتانیا]/ʌnˈrɪpɛrəbəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر قابل تعمیر

عبارات و ترکیب‌ها

unrepairable damage

آسیب غیرقابل تعمیر

unrepairable error

خطای غیرقابل تعمیر

unrepairable loss

از دست دادن غیرقابل تعمیر

unrepairable item

قطعه غیرقابل تعمیر

unrepairable situation

وضعیت غیرقابل تعمیر

unrepairable fault

خرابی غیرقابل تعمیر

unrepairable machine

ماشین غیرقابل تعمیر

unrepairable issue

مشکل غیرقابل تعمیر

unrepairable break

شکستگی غیرقابل تعمیر

unrepairable condition

شرایط غیرقابل تعمیر

جملات نمونه

the damage to the car is unrepairable.

آسیب وارد شده به خودرو غیرقابل تعمیر است.

she realized the relationship was unrepairable.

او متوجه شد که رابطه غیرقابل تعمیر است.

his mistakes were deemed unrepairable by the team.

اشتباهات او توسط تیم غیرقابل تعمیر تشخیص داده شد.

the old building was declared unrepairable.

ساختمان قدیمی غیرقابل تعمیر اعلام شد.

they found the equipment to be unrepairable.

آنها متوجه شدند که تجهیزات غیرقابل تعمیر هستند.

after the storm, many homes were left unrepairable.

بعد از طوفان، بسیاری از خانه‌ها غیرقابل تعمیر رها شدند.

her trust in him felt unrepairable after the betrayal.

پس از خیانت، اعتماد او به او غیرقابل تعمیر احساس می‌شد.

the data loss was unrepairable, causing major setbacks.

از دست دادن داده‌ها غیرقابل تعمیر بود و باعث ایجاد مشکلات بزرگی شد.

they faced an unrepairable breach of contract.

آنها با نقض غیرقابل تعمیر قرارداد روبرو شدند.

the injury was severe and considered unrepairable.

آسیب شدید بود و غیرقابل تعمیر تلقی می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید