unrepaired

[ایالات متحده]/ʌn.rɪˈpeəd/
[بریتانیا]/ʌn.rɪˈpɛrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تعمیر نشده یا اصلاح نشده؛ آسیب دیده یا نیاز به تعمیر

عبارات و ترکیب‌ها

unrepaired damage

آسیب ترمیم نشده

unrepaired issues

مشکلات ترمیم نشده

unrepaired leaks

نشتی‌های ترمیم نشده

unrepaired cracks

ترک‌های ترمیم نشده

unrepaired equipment

تجهیزات ترمیم نشده

unrepaired vehicles

وسایل نقلیه ترمیم نشده

unrepaired structures

ساختمان‌های ترمیم نشده

unrepaired roads

جاده‌های ترمیم نشده

unrepaired appliances

وسایل خانگی ترمیم نشده

unrepaired buildings

ساختمان‌ها ترمیم نشده

جملات نمونه

the car remains unrepaired after the accident.

خودرو پس از حادثه تعمیر نشده باقی مانده است.

many roads are left unrepaired after the storm.

بسیاری از جاده ها پس از طوفان تعمیر نشده باقی مانده اند.

the building has been unrepaired for years.

ساختمان سالهاست که تعمیر نشده است.

unrepaired leaks can cause significant damage.

نشتی های تعمیر نشده می توانند آسیب قابل توجهی ایجاد کنند.

they decided to leave the fence unrepaired.

آنها تصمیم گرفتند نرده را تعمیر نکنند.

an unrepaired roof can lead to water damage.

یک سقف تعمیر نشده می تواند منجر به آسیب آب شود.

the park has several unrepaired benches.

پارک چندین نیمکت تعمیر نشده دارد.

unrepaired appliances can be a safety hazard.

وسایل نقلیه تعمیر نشده می توانند خطرناک باشند.

we reported the unrepaired streetlights to the city.

ما لامپ های خیابان تعمیر نشده را به شهرداری گزارش کردیم.

his unrepaired injuries required medical attention.

آسیب های تعمیر نشده او نیاز به مراقبت های پزشکی داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید