mended fence
حصار ترمیم شده
mended ways
راههای ترمیم شده
mending clothes
تعمیر لباسها
mended relationship
رابطه ترمیم شده
mended heart
قلب ترمیم شده
being mended
در حال ترمیم شدن
mended roof
سقف ترمیم شده
mended net
توری ترمیم شده
mended bridge
پل ترمیم شده
mended it
آن را ترمیم کردم
she mended her coat with a needle and thread.
او پالتوی خود را با سوزن و نخ ترمیم کرد.
the broken vase was carefully mended.
گلدان شکسته با دقت ترمیم شد.
he mended his ways after a difficult period.
او پس از یک دوره سخت، راه خود را اصلاح کرد.
the old fence was mended last weekend.
نرده قدیدی آخر هفته گذشته ترمیم شد.
can you mended this tear in my jeans?
آیا میتوانی این پارگی را در شلوار جین من ترمیم کنی؟
the relationship was mended after years of silence.
رابطه پس از سالها سکوت ترمیم شد.
she mended the hole in the net with strong tape.
او سوراخ موجود در تور را با چسب محکم ترمیم کرد.
the software bug was quickly mended by the developers.
باگ نرمافزاری به سرعت توسط توسعهدهندگان ترمیم شد.
he tried to mended the rift between his brothers.
او تلاش کرد شکاف بین برادرانش را ترمیم کند.
the torn fabric was mended skillfully.
پارچه پاره شده با مهارت ترمیم شد.
they mended their differences and worked together.
آنها اختلافات خود را حل کردند و با هم کار کردند.
mended fence
حصار ترمیم شده
mended ways
راههای ترمیم شده
mending clothes
تعمیر لباسها
mended relationship
رابطه ترمیم شده
mended heart
قلب ترمیم شده
being mended
در حال ترمیم شدن
mended roof
سقف ترمیم شده
mended net
توری ترمیم شده
mended bridge
پل ترمیم شده
mended it
آن را ترمیم کردم
she mended her coat with a needle and thread.
او پالتوی خود را با سوزن و نخ ترمیم کرد.
the broken vase was carefully mended.
گلدان شکسته با دقت ترمیم شد.
he mended his ways after a difficult period.
او پس از یک دوره سخت، راه خود را اصلاح کرد.
the old fence was mended last weekend.
نرده قدیدی آخر هفته گذشته ترمیم شد.
can you mended this tear in my jeans?
آیا میتوانی این پارگی را در شلوار جین من ترمیم کنی؟
the relationship was mended after years of silence.
رابطه پس از سالها سکوت ترمیم شد.
she mended the hole in the net with strong tape.
او سوراخ موجود در تور را با چسب محکم ترمیم کرد.
the software bug was quickly mended by the developers.
باگ نرمافزاری به سرعت توسط توسعهدهندگان ترمیم شد.
he tried to mended the rift between his brothers.
او تلاش کرد شکاف بین برادرانش را ترمیم کند.
the torn fabric was mended skillfully.
پارچه پاره شده با مهارت ترمیم شد.
they mended their differences and worked together.
آنها اختلافات خود را حل کردند و با هم کار کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید