mended

[ایالات متحده]/[ˈmendɪd]/
[بریتانیا]/[ˈmendɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v.修复损坏的物品;弥补;赎罪
adj.已修复的

عبارات و ترکیب‌ها

mended fence

حصار ترمیم شده

mended ways

راه‌های ترمیم شده

mending clothes

تعمیر لباس‌ها

mended relationship

رابطه ترمیم شده

mended heart

قلب ترمیم شده

being mended

در حال ترمیم شدن

mended roof

سقف ترمیم شده

mended net

توری ترمیم شده

mended bridge

پل ترمیم شده

mended it

آن را ترمیم کردم

جملات نمونه

she mended her coat with a needle and thread.

او پالتوی خود را با سوزن و نخ ترمیم کرد.

the broken vase was carefully mended.

گلدان شکسته با دقت ترمیم شد.

he mended his ways after a difficult period.

او پس از یک دوره سخت، راه خود را اصلاح کرد.

the old fence was mended last weekend.

نرده قدیدی آخر هفته گذشته ترمیم شد.

can you mended this tear in my jeans?

آیا می‌توانی این پارگی را در شلوار جین من ترمیم کنی؟

the relationship was mended after years of silence.

رابطه پس از سال‌ها سکوت ترمیم شد.

she mended the hole in the net with strong tape.

او سوراخ موجود در تور را با چسب محکم ترمیم کرد.

the software bug was quickly mended by the developers.

باگ نرم‌افزاری به سرعت توسط توسعه‌دهندگان ترمیم شد.

he tried to mended the rift between his brothers.

او تلاش کرد شکاف بین برادرانش را ترمیم کند.

the torn fabric was mended skillfully.

پارچه پاره شده با مهارت ترمیم شد.

they mended their differences and worked together.

آن‌ها اختلافات خود را حل کردند و با هم کار کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید