unreported

[ایالات متحده]/ˌʌnrɪ'pɔrtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. گزارش نشده; پوشش نیافته; به توجه نرسیده

جملات نمونه

According to the ethylene diamine moiety in the structure of some calcium antagonists,we designed and synthesized 5 unreported phenoxybenzamine derivatives.

بر اساس گروه اتیلن دی آمین در ساختار برخی آنتاگونیست‌های کلسیم، 5 مشتق فنکسی بنزامین جدید را طراحی و سنتز کردیم.

unreported cases of fraud

موارد گزارش‌نشده تقلب

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید