unrescuable

[ایالات متحده]/ʌnˈrɛskjʊəbl/
[بریتانیا]/ʌnˈrɛskjəbl/

ترجمه

adj. ناتوان در نجات یا از بین نرفتن؛ غیر قابل نجات

عبارات و ترکیب‌ها

unrescuable situation

وضعیت ناتوان در نجات

unrescuable state

حالت ناتوان در نجات

seemingly unrescuable

به نظر می‌رسد ناتوان در نجات

completely unrescuable

کاملاً ناتوان در نجات

utterly unrescuable

کاملاً ناتوان در نجات

unrescuable position

وضعیت ناتوان در نجات

unrescuable circumstance

وضعیت ناتوان در نجات

deemed unrescuable

به عنوان ناتوان در نجات شناخته شده

unrescuable condition

وضعیت ناتوان در نجات

unrescuable person

شخص ناتوان در نجات

جملات نمونه

the cargo ship was declared unrescuable after the catastrophic hull breach.

پس از شکستگی بدنه کشتی بسیار جدی، آن را غیر قابل نجات اعلام کردند.

doctors pronounced the patient unrescuable due to irreversible organ failure.

به دلیل نقص دائمی اندام‌ها، پزشکان بیمار را غیر قابل نجات اعلام کردند.

the firefighters confronted an unrescuable situation as the wildfire spread.

به هنگام گسترش آتش‌سوزی گسترده، امدادگران با یک موقعیت غیر قابل نجات مواجه شدند.

the trapped miners were left in an unrescuable state for three days.

کارگران معادن گرفتار شده به مدت سه روز در حالت غیر قابل نجات باقی ماندند.

marine biologists considered the beached whale unrescuable without heavy equipment.

بیولوژیست‌های دریایی فکر می‌کردند که بدون تجهیزات سنگین، کوسه شواهد روی ساحل غیر قابل نجات است.

the stranded climbers found themselves in an unrescuable position on the sheer cliff.

کوهنوردان گم شده در موقعیت غیر قابل نجاتی روی شیار سنگی قرار گرفتند.

the fire chief deemed the burning skyscraper unrescuable and ordered evacuation.

رئیس امداد آتش‌سوزی ساختمان بلند سوز را غیر قابل نجات دانست و فرمان خروج داد.

the flood victims in the basement were tragically unrescuable due to rising waters.

به دلیل افزایش سطح آب، قربانیان سیل در زیرزمین غیر قابل نجات بودند.

an unrescuable technical failure forced the astronaut to abort the mission.

یک خطا فنی غیر قابل نجات مأموریت را مجبور کرد تا فضانورد مأموریت را لغو کند.

the company faced an unrescuable financial crisis with debts exceeding assets.

شرکت با بحران مالی غیر قابل نجات مواجه شد که بدهی‌های آن بیشتر از دارایی‌هایش بود.

rescue workers agreed the avalanche victims were unrescuable without specialized gear.

کارکنان نجات دهندگان با یکدیگر موافقت کردند که بدون تجهیزات ویژه، قربانیان زمین‌لغزش غیر قابل نجات هستند.

the ancient fresco had decayed to an unrescuable condition over centuries.

fresco باستانی به دلیل گذشت قرون به حالتی غیر قابل نجات فساد یافته بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید