unrighteous

[ایالات متحده]/ʌnˈraɪtʃəs/
[بریتانیا]/ʌnˈraɪtʃəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. اخلاقاً نادرست یا عادلانه نیست; گناهکار یا شیطانی; ناعادلانه یا نادرست

عبارات و ترکیب‌ها

unrighteous act

عمل ناشایست

unrighteous man

مرد ناشایست

unrighteous deeds

کارهای ناشایست

unrighteous thoughts

افکار ناشایست

unrighteous behavior

رفتار ناشایست

unrighteous path

مسیر ناشایست

unrighteous judgment

قضاوت ناشایست

unrighteous ruler

حاکم ناشایست

unrighteous spirit

روح ناشایست

unrighteous society

جامعه ناشایست

جملات نمونه

his unrighteous actions led to his downfall.

اقدار غیر عادلانه او منجر به سقوط او شد.

she spoke out against the unrighteous practices in the system.

او با صدای بلند علیه شیوه‌های غیرعادلانه در سیستم صحبت کرد.

unrighteous deeds will eventually be punished.

کارهای غیرعادلانه در نهایت مجازات خواهند شد.

he was known for his unrighteous ways.

او به خاطر روش‌های غیرعادلانه خود شناخته می‌شد.

they fought against the unrighteous rulers.

آنها با حاکمان غیرعادلانه مبارزه کردند.

unrighteous thoughts can lead to harmful actions.

افکار غیرعادلانه می‌توانند منجر به اقدامات مضر شوند.

she condemned the unrighteous behavior of her peers.

او رفتار غیرعادلانه همسالان خود را محکوم کرد.

unrighteous motives often hide behind a facade of kindness.

انگیزه‌های غیرعادلانه اغلب پشت نقابی از مهربانی پنهان می‌شوند.

he recognized the unrighteousness in his past decisions.

او بی‌عدالتی را در تصمیمات گذشته خود تشخیص داد.

unrighteous leaders can lead a nation to ruin.

رهبران غیرعادلانه می‌توانند یک ملت را به ورشکستگی سوق دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید