unringed

[ایالات متحده]/[ʌnˈrɪnd]/
[بریتانیا]/[ʌnˈrɪnd]/

ترجمه

adj. بدون حلقه؛ غیر دایره‌ای.
v. از حلقه خارج کردن؛ از دایره خارج کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

unringed bell

زنگ بدون صدا

being unringed

در حال بدون صدا بودن

unringed tower

برج بدون صدا

unringed state

وضعیت بدون صدا

unringed door

در بدون صدا

unringed image

تصویر بدون صدا

unringed stone

سنگ بدون صدا

unringed object

شی بدون صدا

unringed surface

سطح بدون صدا

unringed structure

ساختار بدون صدا

جملات نمونه

the old well was unringed and filled with debris.

چاه قدیمی از زنگ خارج شده و پر از زباله بود.

she felt unringed from the group after the argument.

او بعد از بحث احساس جدا شدن از گروه کرد.

the phone line was unringed during the storm.

خط تلفن در طول طوفان از زنگ خارج شده بود.

he wanted to feel unringed from the pressures of work.

او می‌خواست احساس رهایی از فشارهای کاری کند.

the abandoned lighthouse stood unringed on the cliff.

برج نگهبانی متروکه بر روی صخره بدون زنگ ایستاده بود.

the community felt unringed after the factory closed.

جامعه پس از تعطیل شدن کارخانه احساس جدا شدن کرد.

the old bell tower was unringed and left to decay.

برج ناقوس قدیمی از زنگ خارج شده و رها شده بود تا رو به زوال برود.

the child felt unringed and alone in the new school.

کودک احساس جدا شدن و تنهایی در مدرسه جدید کرد.

the project was unringed from the company's core strategy.

این پروژه از استراتژی اصلی شرکت جدا شده بود.

the village felt unringed from the rest of the country.

دهکده احساس جدا شدن از بقیه کشور کرد.

the software was unringed from the legacy system.

نرم‌افزار از سیستم قدیمی جدا شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید