unembellished

[ایالات متحده]/ʌnɪmˈbɛlɪʃt/
[بریتانیا]/ʌnɪmˈbɛlɪʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تزیین نشده یا بهبود نیافته

عبارات و ترکیب‌ها

unembellished truth

حقیقت بدون زرق و برق

unembellished style

سبک بدون زرق و برق

unembellished version

نسخه بدون زرق و برق

unembellished statement

اظهار نظر بدون زرق و برق

unembellished facts

حقایق بدون زرق و برق

unembellished design

طراحی بدون زرق و برق

unembellished language

زبان بدون زرق و برق

unembellished narrative

روایت بدون زرق و برق

unembellished approach

رویکرد بدون زرق و برق

unembellished expression

بیان بدون زرق و برق

جملات نمونه

her writing style is unembellished yet powerful.

سبک نوشتاری او بدون زرق و برق اما قدرتمند است.

the room was decorated in an unembellished manner.

اتاق به شکلی ساده و بدون زرق و برق تزئین شده بود.

he gave an unembellished account of the events.

او شرحی بدون زرق و برق از وقایع ارائه داد.

her unembellished honesty is refreshing.

صداقت بدون زرق و برق او دلپذیر است.

the unembellished truth can be hard to accept.

حقیقت بدون زرق و برق می تواند پذیرش آن دشوار باشد.

they appreciated her unembellished approach to storytelling.

آنها از رویکرد داستان سرایی او بدون زرق و برق قدردانی کردند.

his unembellished remarks caught everyone off guard.

اظهارات بدون زرق و برق او همه را غافلگیر کرد.

the report was unembellished and to the point.

گزارش بدون زرق و برق و مفید بود.

she prefers unembellished designs for her clothing.

او طرح های ساده و بدون زرق و برق را برای لباس هایش ترجیح می دهد.

an unembellished landscape can be just as beautiful.

یک منظره ساده و بدون زرق و برق می تواند به همان اندازه زیبا باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید