unrinsed

[ایالات متحده]/ʌnˈrɪnst/
[بریتانیا]/ʌnˈrɪnst/

ترجمه

adj. شسته نشده یا آبکشی نشده

عبارات و ترکیب‌ها

unrinsed dishes

ظروف نشسته

unrinsed fruits

میوه‌های نشسته

unrinsed vegetables

سبزیجات نشسته

unrinsed soap

صابون نشسته

unrinsed clothes

لباس‌های نشسته

unrinsed hair

موهای نشسته

unrinsed paint

رنگ نشسته

unrinsed equipment

تجهیزات نشسته

unrinsed surfaces

سطوح نشسته

جملات نمونه

make sure the dishes are not unrinsed before putting them in the dishwasher.

مطمئن شوید که قبل از قرار دادن آنها در ماشین ظرفشویی، ظروف نشسته نشده نباشند.

the salad should not be unrinsed to avoid any dirt.

برای جلوگیری از هرگونه کثیفی، سالاد نباید نشسته نشده باشد.

unrinsed fruits can carry harmful bacteria.

میوه‌های نشسته نشده می‌توانند باکتری‌های مضر را حمل کنند.

it's important to avoid unrinsed vegetables in your meals.

اجتناب از سبزیجات نشسته نشده در وعده‌های غذایی شما مهم است.

he noticed that the unrinsed paint left a sticky residue.

او متوجه شد که رنگ نشسته نشده یک لایه چسبناک از خود به جا گذاشته است.

unrinsed laundry can develop a musty smell.

لباس‌های نشسته نشده ممکن است بوی نمناک پیدا کنند.

always rinse your hands after handling unrinsed food items.

همیشه دست‌های خود را بعد از دست زدن به اقلام غذایی نشسته نشده بشویید.

the unrinsed soap left a film on the surface.

صابون نشسته نشده یک لایه روی سطح ایجاد کرد.

unrinsed dishes can attract pests in the kitchen.

ظروف نشسته نشده می‌توانند حشرات را به آشپزخانه جذب کنند.

she was careful not to leave any unrinsed items in the sink.

او مراقب بود تا هیچ وسیله نشسته نشده را در سینک نگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید