unrivaledness

[ایالات متحده]//ʌnˈraɪvəldnəs//
[بریتانیا]//ʌnˈraɪvəldnəs//

ترجمه

n. وضعیت یا کیفیت بودن بدون رقیب؛ عدم وجود هر چیزی که برابر یا رقیب باشد؛ برتری یا عظمت فوق‌العاده‌ای که مقایسه‌ای ندارد.

عبارات و ترکیب‌ها

unrivaledness prevails

نابغی بودن غالب می‌ماند

true unrivaledness

نابغی بودن واقعی

pure unrivaledness

نابغی بودن خالص

unrivaledness confirmed

نابغی بودن تأیید شده

unrivaledness achieved

نابغی بودن به دست آورده شده

unrivaledness endures

نابغی بودن پایدار است

unrivaledness inspires

نابغی بودن الهام می‌بخشد

unrivaledness matters

نابغی بودن اهمیت دارد

unrivaledness recognized

نابغی بودن شناخته شده

unrivaledness unmatched

نابغی بودن بی‌نظیر

جملات نمونه

the unrivaledness of her performance captivated the entire audience.

نابرابری عملکرد او تمامی جمهور را جذب کرد.

they built their brand on the unrivaledness of customer support.

آنها بر اساس نابرابری پشتیبانی مشتریان برند خود را ساختند.

the report highlights the unrivaledness of their research capabilities.

گزارش نابرابری توانایی‌های تحقیقاتی آن‌ها را تاکید می‌کند.

fans praise the unrivaledness of his speed and control on the field.

معشوقان نابرابری سرعت و کنترل او در زمین را ستایش می‌کنند.

the museum displays artifacts that testify to the unrivaledness of the ancient craft.

موزه اشیاء ارزشمندی را نمایش می‌دهد که نابرابری هنر باستانی را تأیید می‌کنند.

our team depends on the unrivaledness of their logistical efficiency.

تیم ما به نابرابری کارایی لجستیکی آن‌ها وابسته است.

her rivals acknowledged the unrivaledness of her strategic insight.

رقبای او نابرابری نگاه استراتژیک او را قبول کردند.

the director aimed to convey the unrivaledness of the landscape on screen.

کارگردان سعی داشت نابرابری منظر را روی صفحه نمایش منتقل کند.

investors were convinced by the unrivaledness of the company’s growth trajectory.

سرمایه‌گذاران با نابرابری مسیر رشد شرکت متقاعد شدند.

critics questioned the claim of unrivaledness, demanding stronger evidence.

انتقادات ادعا نابرابری را به سوال کشیدند و شواهد قوی‌تری خواستند.

the chef’s menu celebrates the unrivaledness of seasonal ingredients.

منو شکف نابرابری مواد فصلی را جشن می‌گیرد.

in the final analysis, the unrivaledness of their teamwork made the difference.

در تحلیل نهایی، نابرابری همکاری آن‌ها تفاوت را ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید