unroll

[ایالات متحده]/ʌn'rəʊl/
[بریتانیا]/ʌn'rol/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. باز کردن، پخش کردن، گشودن برای نمایش؛ فاش کردن.
Word Forms
جمعunrolls
قسمت سوم فعلunrolled
صفت یا فعل حال استمراریunrolling
شکل سوم شخص مفردunrolls
زمان گذشتهunrolled

جملات نمونه

She carefully unrolled the ancient scroll to reveal the hidden writing inside.

او با دقت طومار باستانی را باز کرد تا نوشته‌های پنهان داخل آن را ببیند.

The teacher asked the students to unroll their maps and locate the capital cities.

معلم از دانش‌آموزان خواست نقشه‌های خود را باز کنند و پایتخت‌ها را پیدا کنند.

He unrolled the yoga mat and began his daily practice.

او تشک یوگا را باز کرد و تمرین روزانه خود را شروع کرد.

The carpet installer had to unroll the large rug before cutting it to fit the room.

نصب‌کننده فرش باید فرش بزرگ را باز می‌کرد قبل از اینکه آن را برش دهد تا با اتاق مطابقت کند.

The scroll was tightly rolled up and it took some effort to unroll it without damaging the delicate paper.

طومار به شدت جمع شده بود و تلاش زیادی برای باز کردن آن بدون آسیب رساندن به کاغذ نازک لازم بود.

As the banner was unrolled, the message of peace and unity was revealed to the crowd.

همانطور که بنر باز شد، پیام صلح و وحدت برای جمعیت آشکار شد.

She unrolled the poster and hung it on the wall for everyone to see.

او پوستر را باز کرد و آن را برای دیدن همه روی دیوار آویزان کرد.

The carpet store had a machine to quickly unroll and cut large rolls of carpet.

فروشگاه فرش دستگاهی برای باز کردن و برش سریع رول‌های بزرگ فرش داشت.

The artist unrolled the canvas and began sketching the outline of the landscape.

هنرمند بوم را باز کرد و شروع به ترسیم طرح کلی منظره کرد.

After the meeting, they unrolled the blueprint to discuss the next steps for the project.

پس از جلسه، آنها طرح را باز کردند تا در مورد مراحل بعدی پروژه بحث کنند.

نمونه‌های واقعی

There was a clumsy bandage on the shoulder which Lucy proceeded to unroll.

در شانه‌ای که لوسی پیش رفت و شروع به باز کردن آن کرد، یک باند ضعیف وجود داشت.

منبع: The Chronicles of Narnia: Prince Caspian

Ron unrolled the scroll and began to read.

رون پوسته را باز کرد و شروع به خواندن کرد.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

Here, said Templeton, unrolling the paper.

اینجا، گفت تمپلتون، در حالی که کاغذ را باز می‌کرد.

منبع: Charlotte's Web

" Tonight, " he told Ron and Hermione, once he had unrolled it.

" امشب، " او به رون و هرمیون گفت، زمانی که آن را باز کرد.

منبع: Harry Potter and the Half-Blood Prince

And third is, being very carefully unrolled all by commands from here.

و سوم این است، با دقت بسیار باز شدن همه دستورات از اینجا.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

He unrolled his sleeping bag on the floor and crawled in.

او کیسه خواب خود را روی زمین باز کرد و به داخل خزید.

منبع: The Trumpet Swan

I unrolled my silverware, picked up my fork, and carefully speared a ravioli.

من وسایل نقره‌فام خود را باز کردم، چنگال را برداشتم و با دقت یک رومیولیو را فرو کردم.

منبع: Twilight: Eclipse

All these events passed before my eyes like backdrops unrolling upstage in a theater.

تمام این رویدادها در مقابل چشمان من مانند پس‌زمینه صحنه تئاتر که در صحنه بالا می‌رود، گذشت.

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

He unrolled the bottle of whiskey from the towel and put it on the table.

او بطری ویسکی را از حوله باز کرد و آن را روی میز گذاشت.

منبع: The Great Gatsby (Original Version)

" What is it? " Ron demanded, as Harry unrolled his.

" چه خبره؟ " رون خواست، همانطور که هری آن را باز کرد.

منبع: Harry Potter and the Half-Blood Prince

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید