unrolling process
فرآیند باز کردن
unrolling technique
تکنیک باز کردن
unrolling strategy
استراتژی باز کردن
unrolling steps
مراحل باز کردن
unrolling method
روش باز کردن
unrolling algorithm
الگوریتم باز کردن
unrolling rules
قوانین باز کردن
unrolling example
مثال باز کردن
unrolling concept
مفهوم باز کردن
unrolling pattern
الگوی باز کردن
the unrolling of the carpet revealed a beautiful pattern.
باز شدن فرش، الگوی زیبایی را نشان داد.
unrolling the film took longer than expected.
باز کردن فیلم بیشتر از حد انتظار طول کشید.
she enjoyed unrolling the scroll to see the ancient map.
او از باز کردن پوسته برای دیدن نقشه باستانی لذت برد.
the unrolling of the new policy was met with mixed reactions.
اجرای سیاست جدید با واکنش های مختلط روبرو شد.
he started unrolling the plans for the new project.
او شروع به باز کردن طرح های پروژه جدید کرد.
unrolling the dough carefully is essential for a good pastry.
باز کردن خمیر به آرامی برای تهیه شیرینی خوب ضروری است.
the unrolling of the banner was a highlight of the event.
باز شدن بنر یکی از نقاط برجسته رویداد بود.
unrolling the yoga mat, she prepared for her session.
او تشک یوگا را باز کرد و برای جلسه خود آماده شد.
as he began unrolling the tape, everyone watched in anticipation.
همانطور که او شروع به باز کردن نوار کرد، همه با انتظار تماشا کردند.
unrolling the layers of the cake revealed its delicious fillings.
باز کردن لایه های کیک، مواد داخلی خوشمزه آن را نشان داد.
unrolling process
فرآیند باز کردن
unrolling technique
تکنیک باز کردن
unrolling strategy
استراتژی باز کردن
unrolling steps
مراحل باز کردن
unrolling method
روش باز کردن
unrolling algorithm
الگوریتم باز کردن
unrolling rules
قوانین باز کردن
unrolling example
مثال باز کردن
unrolling concept
مفهوم باز کردن
unrolling pattern
الگوی باز کردن
the unrolling of the carpet revealed a beautiful pattern.
باز شدن فرش، الگوی زیبایی را نشان داد.
unrolling the film took longer than expected.
باز کردن فیلم بیشتر از حد انتظار طول کشید.
she enjoyed unrolling the scroll to see the ancient map.
او از باز کردن پوسته برای دیدن نقشه باستانی لذت برد.
the unrolling of the new policy was met with mixed reactions.
اجرای سیاست جدید با واکنش های مختلط روبرو شد.
he started unrolling the plans for the new project.
او شروع به باز کردن طرح های پروژه جدید کرد.
unrolling the dough carefully is essential for a good pastry.
باز کردن خمیر به آرامی برای تهیه شیرینی خوب ضروری است.
the unrolling of the banner was a highlight of the event.
باز شدن بنر یکی از نقاط برجسته رویداد بود.
unrolling the yoga mat, she prepared for her session.
او تشک یوگا را باز کرد و برای جلسه خود آماده شد.
as he began unrolling the tape, everyone watched in anticipation.
همانطور که او شروع به باز کردن نوار کرد، همه با انتظار تماشا کردند.
unrolling the layers of the cake revealed its delicious fillings.
باز کردن لایه های کیک، مواد داخلی خوشمزه آن را نشان داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید