unroofed

[ایالات متحده]/ʌnˈruːft/
[بریتانیا]/ʌnˈrufd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سقف را برداشت
adj. به آسمان باز; بدون سقف

عبارات و ترکیب‌ها

unroofed area

منطقه بدون سقف

unroofed building

ساختمان بدون سقف

unroofed space

فضای بدون سقف

unroofed structure

ساختار بدون سقف

unroofed site

محل بدون سقف

unroofed garden

باغ بدون سقف

unroofed patio

حیاط بدون سقف

unroofed terrain

زمین بدون سقف

unroofed section

بخش بدون سقف

جملات نمونه

the unroofed house was exposed to the elements.

خانه بدون سقف در معرض عناصر قرار داشت.

after the storm, many unroofed buildings were left in ruins.

پس از طوفان، بسیاری از ساختمان‌های بدون سقف در ویرانی رها شدند.

the unroofed area allowed sunlight to flood the room.

فضای بدون سقف اجازه داد نور خورشید اتاق را پر کند.

they decided to leave the garden unroofed for better ventilation.

آنها تصمیم گرفتند باغ را بدون سقف برای تهویه بهتر رها کنند.

the unroofed section of the building was a safety hazard.

بخش بدون سقف ساختمان یک خطر ایمنی بود.

during the renovation, they intentionally left the patio unroofed.

در طول بازسازی، آنها عمداً پاسیو را بدون سقف رها کردند.

the unroofed courtyard became a popular gathering place.

حیاط بدون سقف به یک مکان محبوب گردهمایی تبدیل شد.

unroofed structures can be a unique architectural feature.

ساختمان‌های بدون سقف می‌توانند یک ویژگی معماری منحصر به فرد باشند.

the artist painted a scene of an unroofed temple.

هنرمند صحنه‌ای از یک معبد بدون سقف نقاشی کرد.

they enjoyed the rain in the unroofed gazebo.

آنها از باران در سایبان بدون سقف لذت بردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید