shelterless

[ایالات متحده]/ˈʃɛltələs/
[بریتانیا]/ˈʃɛltərləs/

ترجمه

adj. بدون پناهگاه; بدون حفاظت

عبارات و ترکیب‌ها

shelterless people

افراد بی‌سرپناه

shelterless animals

حیوانات بی‌سرپناه

shelterless youth

جوانان بی‌سرپناه

shelterless families

خانواده‌های بی‌سرپناه

shelterless individuals

افراد بی‌سرپناه

shelterless communities

جامعه‌های بی‌سرپناه

shelterless children

کودکان بی‌سرپناه

shelterless population

جمعیت بی‌سرپناه

shelterless situation

وضعیت بی‌سرپناهی

shelterless crisis

بحران بی‌سرپناهی

جملات نمونه

the shelterless population is increasing in urban areas.

جمعیت بی‌خانمان در مناطق شهری در حال افزایش است.

many organizations are working to support the shelterless.

سازمان‌های زیادی برای حمایت از بی‌خانمانان در تلاش هستند.

winter is especially harsh for the shelterless.

زمستان به‌ویژه برای بی‌خانمانان بسیار سخت است.

volunteers provide food and blankets for the shelterless.

داوطلبان غذا و پتو برای بی‌خانمانان فراهم می‌کنند.

the shelterless often face health challenges.

بی‌خانمانان اغلب با چالش‌های بهداشتی روبرو هستند.

local governments are trying to find solutions for the shelterless.

دولت‌های محلی در تلاشند تا راه‌حل‌هایی برای بی‌خانمانان پیدا کنند.

education programs can help the shelterless regain stability.

برنامه‌های آموزشی می‌توانند به بی‌خانمانان کمک کنند تا ثبات خود را بدست آورند.

many shelterless individuals struggle with mental health issues.

بسیاری از افراد بی‌خانمان با مشکلات سلامت روان دست و پنجه نرم می‌کنند.

community outreach is vital for assisting the shelterless.

ارتباط با جامعه برای کمک به بی‌خانمانان بسیار مهم است.

temporary shelters are crucial during extreme weather for the shelterless.

سرپناه‌های موقت در طول آب و هوای شدید برای بی‌خانمانان بسیار مهم هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید