unsaid

[ایالات متحده]/ʌnˈsɛd/
[بریتانیا]/ʌnˈsɛd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بیان نشده در کلمات
v. چیزی که گفته شده را پس گرفتن یا کنار کشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

unsaid words

کلمات ناگفته

unsaid feelings

احساسات ناگفته

unsaid truths

حقیقت‌های ناگفته

unsaid thoughts

افکار ناگفته

unsaid promises

قول‌های ناگفته

unsaid rules

قوانین ناگفته

unsaid expectations

انتظارات ناگفته

unsaid agreements

توافقات ناگفته

unsaid goodbyes

خداحافظی‌های ناگفته

unsaid apologies

ببخشیدهای ناگفته

جملات نمونه

there are many things left unsaid between us.

بین ما حرف‌های زیادی وجود دارد که گفته نشده است.

her unsaid feelings were evident in her eyes.

احساسات ناگفته‌اش در چشمانش آشکار بود.

sometimes, the unsaid words carry the most weight.

گاهی اوقات، کلمات ناگفته سنگین‌ترین بار را دارند.

he preferred the unsaid rules of the game.

او قوانین ناگفته بازی را ترجیح می‌داد.

in their friendship, many things remained unsaid.

در دوستی آنها، حرف‌های زیادی باقی مانده بود.

the unsaid agreement was understood by both parties.

توافق ناگفته توسط هر دو طرف درک شد.

her unsaid thoughts troubled her mind.

افکار ناگفته‌اش ذهن او را آزار می‌داد.

there is power in the unsaid.

در ناگفته‌ها قدرت وجود دارد.

his unsaid promise lingered in the air.

وعده ناگفته‌اش در هوا معلق ماند.

they shared a moment of unsaid understanding.

آنها لحظه‌ای از درک ناگفته را با هم به اشتراک گذاشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید