unseamed

[ایالات متحده]/ʌnˈsiːmd/
[بریتانیا]/ʌnˈsiːmd/

ترجمه

v. برای پاره کردن یا جدا کردن درزها
adj. بدون درزها

عبارات و ترکیب‌ها

unseamed fabric

پارچه بدون درز

unseamed edges

لبه‌های بدون درز

unseamed garment

لباس بدون درز

unseamed section

بخش بدون درز

unseamed seams

درزهای بدون درز

unseamed design

طراحی بدون درز

unseamed area

ناحیه بدون درز

unseamed material

جنس بدون درز

unseamed pattern

الگوی بدون درز

unseamed piece

قطعه بدون درز

جملات نمونه

the fabric was unseamed to create a new design.

پارچه برای ایجاد طرح جدید از دوک جدا شد.

he unseamed the old jacket to salvage the material.

او ژاکت قدیمی را از دوک جدا کرد تا مواد را بازیابی کند.

the artist unseamed the canvas to create a unique piece.

هنرمند بوم نقاشی را از دوک جدا کرد تا یک اثر منحصر به فرد ایجاد کند.

they unseamed the curtains to wash them thoroughly.

آنها پرده‌ها را از دوک جدا کردند تا به طور کامل آن‌ها را بشویند.

he carefully unseamed the envelope to reveal the letter inside.

او با دقت پاکت را از دوک جدا کرد تا نامه داخل آن را ببیند.

unseamed sections of the dress were repurposed into a new outfit.

قسمت‌های از دوک جدا شده لباس به یک لباس جدید تبدیل شدند.

she unseamed the old upholstery to refresh the furniture.

او روکش قدیمی مبلمان را از دوک جدا کرد تا آن را نو کند.

the tailor unseamed the suit to make alterations.

خیاط لباس را از دوک جدا کرد تا تغییراتی ایجاد کند.

unseamed fabric can be used for various craft projects.

پارچه از دوک جدا شده را می‌توان برای پروژه‌های مختلف صنایع دستی استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید