unseamed fabric
پارچه بدون درز
unseamed edges
لبههای بدون درز
unseamed garment
لباس بدون درز
unseamed section
بخش بدون درز
unseamed seams
درزهای بدون درز
unseamed design
طراحی بدون درز
unseamed area
ناحیه بدون درز
unseamed material
جنس بدون درز
unseamed pattern
الگوی بدون درز
unseamed piece
قطعه بدون درز
the fabric was unseamed to create a new design.
پارچه برای ایجاد طرح جدید از دوک جدا شد.
he unseamed the old jacket to salvage the material.
او ژاکت قدیمی را از دوک جدا کرد تا مواد را بازیابی کند.
the artist unseamed the canvas to create a unique piece.
هنرمند بوم نقاشی را از دوک جدا کرد تا یک اثر منحصر به فرد ایجاد کند.
they unseamed the curtains to wash them thoroughly.
آنها پردهها را از دوک جدا کردند تا به طور کامل آنها را بشویند.
he carefully unseamed the envelope to reveal the letter inside.
او با دقت پاکت را از دوک جدا کرد تا نامه داخل آن را ببیند.
unseamed sections of the dress were repurposed into a new outfit.
قسمتهای از دوک جدا شده لباس به یک لباس جدید تبدیل شدند.
she unseamed the old upholstery to refresh the furniture.
او روکش قدیمی مبلمان را از دوک جدا کرد تا آن را نو کند.
the tailor unseamed the suit to make alterations.
خیاط لباس را از دوک جدا کرد تا تغییراتی ایجاد کند.
unseamed fabric can be used for various craft projects.
پارچه از دوک جدا شده را میتوان برای پروژههای مختلف صنایع دستی استفاده کرد.
unseamed fabric
پارچه بدون درز
unseamed edges
لبههای بدون درز
unseamed garment
لباس بدون درز
unseamed section
بخش بدون درز
unseamed seams
درزهای بدون درز
unseamed design
طراحی بدون درز
unseamed area
ناحیه بدون درز
unseamed material
جنس بدون درز
unseamed pattern
الگوی بدون درز
unseamed piece
قطعه بدون درز
the fabric was unseamed to create a new design.
پارچه برای ایجاد طرح جدید از دوک جدا شد.
he unseamed the old jacket to salvage the material.
او ژاکت قدیمی را از دوک جدا کرد تا مواد را بازیابی کند.
the artist unseamed the canvas to create a unique piece.
هنرمند بوم نقاشی را از دوک جدا کرد تا یک اثر منحصر به فرد ایجاد کند.
they unseamed the curtains to wash them thoroughly.
آنها پردهها را از دوک جدا کردند تا به طور کامل آنها را بشویند.
he carefully unseamed the envelope to reveal the letter inside.
او با دقت پاکت را از دوک جدا کرد تا نامه داخل آن را ببیند.
unseamed sections of the dress were repurposed into a new outfit.
قسمتهای از دوک جدا شده لباس به یک لباس جدید تبدیل شدند.
she unseamed the old upholstery to refresh the furniture.
او روکش قدیمی مبلمان را از دوک جدا کرد تا آن را نو کند.
the tailor unseamed the suit to make alterations.
خیاط لباس را از دوک جدا کرد تا تغییراتی ایجاد کند.
unseamed fabric can be used for various craft projects.
پارچه از دوک جدا شده را میتوان برای پروژههای مختلف صنایع دستی استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید