unseat

[ایالات متحده]/ʌn'siːt/
[بریتانیا]/ˌʌn'sit/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. حذف کردن از یک موقعیت، به ویژه به زور؛ برکنار کردن از قدرت یا کرسی اقتدار؛ محروم کردن.
Word Forms
قسمت سوم فعلunseated
شکل سوم شخص مفردunseats
زمان گذشتهunseated
صفت یا فعل حال استمراریunseating
جمعunseats

جملات نمونه

The opposition tried to unseat the government.

احزاب مخالف تلاش کردند دولت را سرنگون کنند.

a horse that unseated its rider on the first buck.

اسبی که سوارش را در اولین حرکت به زمین انداخت.

intertribal feuding and the failure of financial reforms eventually led to their unseating by the Abbasid dynasty.

نزاع‌های بین قبیلی و شکست اصلاحات مالی در نهایت منجر به عزل آنها توسط سلسله عباسی شد.

The young politician aimed to unseat the incumbent mayor in the upcoming election.

سیاستمدان جوان قصد داشتند در انتخابات آتی شهردار فعلی را از جایگاه خود کنار بگذارند.

The underdog team managed to unseat the reigning champions in a stunning upset.

تیم بازنده‌ای که شانس کمی داشت، موفق شد در یک پیروزی غیرمنتظره، قهرمانان فعلی را از جایگاه خود کنار بگذارد.

The scandalous revelations threatened to unseat the CEO from his position of power.

افشاگری‌های رسوه‌کننده، تهدید به کنار گذاشته شدن مدیرعامل از مقام قدرت او کرد.

The new technology has the potential to unseat traditional methods of production.

فناوری جدید این پتانسیل را دارد که روش‌های سنتی تولید را کنار بگذارد.

The up-and-coming artist hoped to unseat the established painters in the art world.

هنرمند نوظهور امیدوار بود که نقاشان شناخته شده را در دنیای هنر کنار بگذارد.

The challenger is determined to unseat the current champion in the upcoming boxing match.

چالشگر مصمم است که در مسابقه بوکس آتی، قهرمان فعلی را از جایگاه خود کنار بگذارد.

The young prodigy aims to unseat the chess grandmaster in the upcoming tournament.

هوشنگ جوان قصد دارد در مسابقات آتی، استاد بزرگ شطرنج را از جایگاه خود کنار بگذارد.

The revolutionary new product has the potential to unseat the market leader.

محصول جدید و انقلابی این پتانسیل را دارد که رهبر بازار را از جایگاه خود کنار بگذارد.

The unexpected scandal threatened to unseat the popular celebrity from her pedestal.

رسوایی غیرمنتظره تهدید کرد که چهره مشهور را از جایگاه او کنار بگذارد.

The ambitious entrepreneur set out to unseat the industry giants with his innovative ideas.

یک کارآفرین جاه‌طلب برای کنار زدن غول‌های صنعت با ایده‌های نوآورانه خود وارد عمل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید