She always helps others unselfishly.
او همیشه بدون چشمداشت به دیگران کمک میکند.
He donated money unselfishly to the charity.
او بدون چشمداشت به سازمان خیریه پول اهدا کرد.
They worked together unselfishly to achieve their goal.
آنها بدون چشمداشت برای رسیدن به هدفشان با هم همکاری کردند.
The teacher unselfishly stayed late to help her students.
معلم بدون چشمداشت برای کمک به دانشآموزان تا دیر وقت ماند.
She shared her food unselfishly with her friends.
او بدون چشمداشت غذایش را با دوستانش تقسیم کرد.
He unselfishly volunteered his time to help the community.
او بدون چشمداشت وقت خود را به کمک به جامعه اختصاص داد.
The team members unselfishly supported each other during the competition.
اعضای تیم بدون چشمداشت در طول مسابقه از یکدیگر حمایت کردند.
She unselfishly gave up her seat for an elderly person on the bus.
او بدون چشمداشت صندلی خود را به یک فرد مسن در اتوبوس واگذار کرد.
He unselfishly offered his assistance to anyone in need.
او بدون چشمداشت کمک خود را به هر کسی که به آن نیاز داشت، پیشنهاد کرد.
They unselfishly donated their time to help with the charity event.
آنها بدون چشمداشت وقت خود را برای کمک به رویداد خیریه اهدا کردند.
That is cinema. They unselfishly shared these lessons.
آن سینما است. آنها به طور خودخواهانه این درس ها را به اشتراک گذاشتند.
منبع: Celebrity Speech CompilationGod bless you for helping me and unselfishly serving others.
خدا شما را به خاطر کمک به من و خدمت بی منت به دیگران رحمت کند.
منبع: New Century College English Integrated Course (2nd Edition) Volume 1We feel friendly towards people who unselfishly want the best for us.
ما نسبت به افرادی که به طور خودخواهانه بهترین ها را برای ما می خواهند، احساس دوستی می کنیم.
منبع: Tales of Imagination and CreativityNo one could love anyone more unselfishly than I love him.
هیچ کس نمی تواند کسی را بیشتر از من به طور خودخواهانه دوست داشته باشد.
منبع: Blade (Part Two)Herein, too, the sense of even thinking unselfishly aided him.
در اینجا، حتی فکر کردن به طور خودخواهانه نیز به او کمک کرد.
منبع: Difficult Times (Part 2)If he knew anything about people, this man was honest, unselfishly fond of entertaining people.
اگر او در مورد مردم چیزی می دانست، این مرد صادق و بی انتهاعی بود که از سرگرمی مردم لذت می برد.
منبع: Madame Butterfly (Part Two)On Washington's Birthday we think of that great American, our first President, who so wisely and unselfishly led our people in their fight for liberty.
در روز تولد واشنگتن، ما به آن آمریکایی بزرگ، اولین رئیس جمهور ما فکر می کنیم که به طور خردمندانه و بی منت مردم ما را در مبارزه برای آزادی هدایت کرد.
منبع: American Elementary School English 4She always helps others unselfishly.
او همیشه بدون چشمداشت به دیگران کمک میکند.
He donated money unselfishly to the charity.
او بدون چشمداشت به سازمان خیریه پول اهدا کرد.
They worked together unselfishly to achieve their goal.
آنها بدون چشمداشت برای رسیدن به هدفشان با هم همکاری کردند.
The teacher unselfishly stayed late to help her students.
معلم بدون چشمداشت برای کمک به دانشآموزان تا دیر وقت ماند.
She shared her food unselfishly with her friends.
او بدون چشمداشت غذایش را با دوستانش تقسیم کرد.
He unselfishly volunteered his time to help the community.
او بدون چشمداشت وقت خود را به کمک به جامعه اختصاص داد.
The team members unselfishly supported each other during the competition.
اعضای تیم بدون چشمداشت در طول مسابقه از یکدیگر حمایت کردند.
She unselfishly gave up her seat for an elderly person on the bus.
او بدون چشمداشت صندلی خود را به یک فرد مسن در اتوبوس واگذار کرد.
He unselfishly offered his assistance to anyone in need.
او بدون چشمداشت کمک خود را به هر کسی که به آن نیاز داشت، پیشنهاد کرد.
They unselfishly donated their time to help with the charity event.
آنها بدون چشمداشت وقت خود را برای کمک به رویداد خیریه اهدا کردند.
That is cinema. They unselfishly shared these lessons.
آن سینما است. آنها به طور خودخواهانه این درس ها را به اشتراک گذاشتند.
منبع: Celebrity Speech CompilationGod bless you for helping me and unselfishly serving others.
خدا شما را به خاطر کمک به من و خدمت بی منت به دیگران رحمت کند.
منبع: New Century College English Integrated Course (2nd Edition) Volume 1We feel friendly towards people who unselfishly want the best for us.
ما نسبت به افرادی که به طور خودخواهانه بهترین ها را برای ما می خواهند، احساس دوستی می کنیم.
منبع: Tales of Imagination and CreativityNo one could love anyone more unselfishly than I love him.
هیچ کس نمی تواند کسی را بیشتر از من به طور خودخواهانه دوست داشته باشد.
منبع: Blade (Part Two)Herein, too, the sense of even thinking unselfishly aided him.
در اینجا، حتی فکر کردن به طور خودخواهانه نیز به او کمک کرد.
منبع: Difficult Times (Part 2)If he knew anything about people, this man was honest, unselfishly fond of entertaining people.
اگر او در مورد مردم چیزی می دانست، این مرد صادق و بی انتهاعی بود که از سرگرمی مردم لذت می برد.
منبع: Madame Butterfly (Part Two)On Washington's Birthday we think of that great American, our first President, who so wisely and unselfishly led our people in their fight for liberty.
در روز تولد واشنگتن، ما به آن آمریکایی بزرگ، اولین رئیس جمهور ما فکر می کنیم که به طور خردمندانه و بی منت مردم ما را در مبارزه برای آزادی هدایت کرد.
منبع: American Elementary School English 4لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید