kindheartedly help
با قلبی مهربان کمک کنید
kindheartedly support
با قلبی مهربان حمایت کنید
kindheartedly give
با قلبی مهربان اهدا کنید
kindheartedly care
با قلبی مهربان مراقبت کنید
kindheartedly share
با قلبی مهربان به اشتراک بگذارید
kindheartedly listen
با قلبی مهربان گوش دهید
kindheartedly act
با قلبی مهربان عمل کنید
kindheartedly offer
با قلبی مهربان پیشنهاد دهید
kindheartedly treat
با قلبی مهربان رفتار کنید
kindheartedly inspire
با قلبی مهربان الهام بخشید
she kindheartedly offered her help to the elderly neighbor.
او با روی خوش و مهربانی، کمک خود را به همسایه مسن پیشنهاد کرد.
the teacher kindheartedly stayed after school to help struggling students.
معلم با روی خوش و مهربانی بعد از مدرسه ماند تا به دانش آموزان مشکل کمک کند.
he kindheartedly donated his time to the local shelter.
او با روی خوش و مهربانی وقت خود را به سرپناه محلی اهدا کرد.
they kindheartedly organized a fundraiser for the community.
آنها با روی خوش و مهربانی یک اکراد جمع آوری کمک های مالی برای جامعه سازماندهی کردند.
she kindheartedly listened to her friend's problems.
او با روی خوش و مهربانی به مشکلات دوستش گوش داد.
he kindheartedly shared his lunch with a hungry stranger.
او با روی خوش و مهربانی ناهار خود را با یک غریبه گرسنه تقسیم کرد.
the volunteers kindheartedly cleaned up the park.
داوطلبان با روی خوش و مهربانی پارک را تمیز کردند.
she kindheartedly wrote letters to soldiers overseas.
او با روی خوش و مهربانی نامه هایی برای سربازان در خارج از کشور نوشت.
he kindheartedly forgave his friend for the mistake.
او با روی خوش و مهربانی دوست خود را برای اشتباه بخشید.
the community kindheartedly welcomed the new families.
جامعه با روی خوش و مهربانی خانواده های جدید را استقبال کرد.
kindheartedly help
با قلبی مهربان کمک کنید
kindheartedly support
با قلبی مهربان حمایت کنید
kindheartedly give
با قلبی مهربان اهدا کنید
kindheartedly care
با قلبی مهربان مراقبت کنید
kindheartedly share
با قلبی مهربان به اشتراک بگذارید
kindheartedly listen
با قلبی مهربان گوش دهید
kindheartedly act
با قلبی مهربان عمل کنید
kindheartedly offer
با قلبی مهربان پیشنهاد دهید
kindheartedly treat
با قلبی مهربان رفتار کنید
kindheartedly inspire
با قلبی مهربان الهام بخشید
she kindheartedly offered her help to the elderly neighbor.
او با روی خوش و مهربانی، کمک خود را به همسایه مسن پیشنهاد کرد.
the teacher kindheartedly stayed after school to help struggling students.
معلم با روی خوش و مهربانی بعد از مدرسه ماند تا به دانش آموزان مشکل کمک کند.
he kindheartedly donated his time to the local shelter.
او با روی خوش و مهربانی وقت خود را به سرپناه محلی اهدا کرد.
they kindheartedly organized a fundraiser for the community.
آنها با روی خوش و مهربانی یک اکراد جمع آوری کمک های مالی برای جامعه سازماندهی کردند.
she kindheartedly listened to her friend's problems.
او با روی خوش و مهربانی به مشکلات دوستش گوش داد.
he kindheartedly shared his lunch with a hungry stranger.
او با روی خوش و مهربانی ناهار خود را با یک غریبه گرسنه تقسیم کرد.
the volunteers kindheartedly cleaned up the park.
داوطلبان با روی خوش و مهربانی پارک را تمیز کردند.
she kindheartedly wrote letters to soldiers overseas.
او با روی خوش و مهربانی نامه هایی برای سربازان در خارج از کشور نوشت.
he kindheartedly forgave his friend for the mistake.
او با روی خوش و مهربانی دوست خود را برای اشتباه بخشید.
the community kindheartedly welcomed the new families.
جامعه با روی خوش و مهربانی خانواده های جدید را استقبال کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید