unseparated

[ایالات متحده]/ʌnˈsepəreɪtɪd/
[بریتانیا]/ʌnˈsɛpəˌreɪtɪd/

ترجمه

adj. جدا نشده; تقسیم نشده

عبارات و ترکیب‌ها

unseparated love

عشق بدون جدایی

unseparated parts

قطعات بدون جدایی

unseparated bond

پیوند بدون جدایی

unseparated life

زندگی بدون جدایی

unseparated paths

مسیرهای بدون جدایی

unseparated union

اتحادی بدون جدایی

unseparated moments

لحظات بدون جدایی

unseparated identity

هویت بدون جدایی

unseparated dreams

رویاهای بدون جدایی

unseparated friendship

دوستی بدون جدایی

جملات نمونه

they remained unseparated throughout the storm.

آنها در طول طوفان از هم جدا نشدند.

their bond was so strong that they felt unseparated even when apart.

پیوند آنها به حدی قوی بود که حتی وقتی دور بودند، احساس نمی‌کردند از هم جدا شده‌اند.

in their hearts, they knew they were unseparated by distance.

در قلبشان می‌دانستند که فاصله‌ای بین آنها وجود ندارد.

despite the challenges, their dreams remained unseparated.

با وجود چالش‌ها، رویاهایشان از هم جدا نماند.

friendship can make people feel unseparated regardless of time.

دوستی می‌تواند باعث شود افراد صرف نظر از زمان احساس نکنند از هم جدا هستند.

the two teams worked together, their efforts unseparated by rivalry.

دو تیم با هم کار کردند، تلاش‌هایشان از هم جدا نشد.

they communicated daily, feeling unseparated despite the miles.

آنها به طور روزانه با هم ارتباط برقرار می‌کردند و با وجود مسافت احساس نمی‌کردند از هم جدا هستند.

her thoughts were unseparated from his, even in silence.

افکارش از افکار او جدا نبود، حتی در سکوت.

the family remained unseparated through all the trials they faced.

خانواده در تمام سختی‌هایی که متحمل شدند، از هم جدا نماند.

in their minds, they were unseparated by any obstacles.

در ذهنشان، هیچ مانعی بین آنها وجود نداشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید