undivided

[ایالات متحده]/ʌndɪ'vaɪdɪd/
[بریتانیا]/ˌʌndɪ'vaɪdɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کاملاً متمرکز؛ دریافت توجه کامل کسی بدون حواس‌پرتی.

عبارات و ترکیب‌ها

undivided attention

توجه کامل

undivided loyalty

وفاداری بدون قید و شرط

undivided focus

تمرکز بدون قید و شرط

جملات نمونه

give undivided attention to sth.

توجه کامل به چیزی معطوف کردن

Students are listening with undivided attention.

دانجویان با دقت کامل گوش می‌دهند.

I can now give you my undivided attention.

حالا می‌توانم توجه کامل خود را به شما معطا کنم.

I’ll just finish writing this sentence, and then you can have my undivided attention.

فقط اجازه دهید این جمله را تمام کنم و سپس شما می‌توانید توجه کامل من را به خود جلب کنید.

Except for religious fanatics and those ignorant of the process of embryonic development, nobody would believe that an undivided, feelingless glob of a cell is a person.

به جز متعصبان مذهبی و کسانی که از فرآیند رشد جنینی بی اطلاع هستند، هیچ کس باور نمی کند که یک کره غیرقابل تقسیم و بی احساس سلول یک شخص است.

Glutamic acid fermentation is a kind of biochemistry fermentation engineering.Its selectivity is undivided comparatively.It is oxybiotic fermentation and is strict to air quality.

تخمیر اسید گلوتامیک نوعی مهندسی تخمیر بیوشیمیایی است. انتخاب‌پذیری آن نسبتاً تقسیم‌نشده است. یک تخمیر اکسی‌بیوتیک است و نسبت به کیفیت هوا سخت‌گیری دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید